در قرن ۱۸ و ۱۹ هنر نقشه برداری با سرعت بیشتری پیشرفت کرد.
در ضمینه تجهیزات نقشه برداری نیز همین طور است.
نیاز به نقشه ها و موقعیت مرزهای ملی باعث شد انگلیس و فرانسه نظرسنجی های گسترده ای انجام دهند که نیاز به مثلث بندی دقیق داشت.
بنابراین نقشه برداری ژئودزیکی آغاز شد.
نقشه برداری ژئودزیک ایالات متحده توسط یک کنگره در سال ۱۸۰۷ تأسیس شد.
در ابتدا وظیفه آن انجام بررسی های هیدروگرافی و تهیه نقشه های دریایی بود. بعداً فعالیتهای آن گسترش یافت و شامل ایجاد بناهای کنترل در سراسر کشور شد.
افزایش ارزش اراضی و اهمیت مرزهای دقیق، به همراه تقاضا برای پیشرفت های عمومی در کانال ، راه آهن، نقشه برداری را در موقعیتی برجسته ای قرار داد.
اخیراً ، حجم وسیعی از ساخت و سازهای عمومی نیاز به زیر مجموعه های متعدد زمین با پیشنه بهتر دارد
و تحقیقات ناشی از زمینه های اکتشاف و بومی شناسی منجر به یک برنامه پیمایشی پیشرفته خواهد شد.
نقشه برداری همچنان نشانه ای از پیشرفت در توسعه و استفاده از منابع زمین است.
پیشرفت توسعه تجهیزات نقشه برداری در تاریخ ، به گذشته های دور باز می گردد.
قدیمی ترین وسایل مورد استفاده در تعیین مسافت های مورد نیاز در ساختمان خانه ، آبرسانی ، تقسیم املاک زمین و همچنین در تعیین مناطق مربوط به املاک زمین.
احداث جاده ها ، کانالها ، ساختمانهای اجاره ای چند منظوره و مواردی از این دست به اندازه گیری های نسبتاً دقیقی احتیاج دارند و از این رو در توسعه ابزارها و روش های اندازه گیری نقش داشته اند.
در بابل و مصر ، مسافتی با تجهیزات مسطح از قبیل نخ ، میله و بند ناف ، ۳۰۰۰ سال قبل از مسیح شناخته شده بود.
مشاهده اینکه یک جسم سنگین که از یک رشته آویزان شده است باعث می شود رشته به صورت عمود بر زمین آویزان شود ، به راحتی ساخته می شود.
این مشاهدات باعث شد که شاقول عمودی به اولین ابزار نقشه برداری تبدیل شود.
تجهیزات مشابهی ۳۱۰۰ قبل در چین مشاهده شده است. شاقول عمودی و سطح آب توسط چینی ها و مصریان مورد استفاده قرار گرفته است.
شاقول عمودی و سطح آب به طور ذاتی جهت حرکت نیروی گرانش به عنوان جهت مرجع را تعیین می کنند،مسیری که در بیشتر موارد اندازه گیری نقشه برداری نقش تعیین کننده ای دارد.
از جمله این ابزارها وزنه شاقولی ، سطح مربعA ، سطح T و گروما (مورد استفاده برای زوایای گوشه).
شاقول عمودی باعث می شد تا کارگربتواند قضاوت تصویری دقیق تری در مورد حقیقت سطح افقی داشته باشد.
شاقول های اولیه سنگی بودند و شکل آنها ، اگرچه غالبا تخم مرغی شکل بودند ، اما ظاهرشان چندان اهمیتی نداشت.
این ساده ترین ابزارهایست که از ۴۴۰۰ سال پیش باقی مانده اند.
اختراع سطح روان و آغاز انقلابی که امکان تولید این سطح را با دقت و به صورت ارزان فراهم می آورد ، سقوط ابزارهای لوله کشی باستانی را آغاز کرد.
برای ایجاد افق ستون و افق واقعی ،ابزار سطح روان ، ابزاری بهتری بود.استفاده از آن سریعتر و آسانتر بود.اما همچنان یک چیز وجود دارد که سطح روان نمی تواند به راحتی انجام دهد و آن انتقال یک نقطه دقیق از یک ارتفاع به نقطه دیگریست.
شاقول عمودی هنوز ابزاری ضروری در ساخت و سازهای مدرن است.
استانداردهای اولیه طول، مبتنی بر اندازه گیری اعضای بدن بود.
مکعب فاصله، از آرنج تا نوک انگشت می بود، در حالی که واحدهای کف پا ، کف دست و انگشت خود توضیحاتی دارند.
در میان اولین اقدامات طول ، طول پا (قدم) بود که به طور قابل توجهی از منطقه به منطقه ای دیگر متفاوت بود و در دو اندازه مشترک رخ داده است.
اولین طول پا (قدم) از پایه ۲۴۶ تا ۲۵۲ میلی متر بر اساس قدم های غیرقانونی مرد است.
طول قدم های دوم ۳۳۰ تا ۳۳۵ میلی متر اندازه گیری می کند و بر اساس اندازه گیری دست (وجب) می باشد.
واحدهای دیگر از رومی ها ، ساکسون ها ، آنگلاها و جوت ها گرفته شده اند .( rod )
میله، furlong (واحد درازا مساوی با یک هشتم میل) و زمین همه از مبدا ساکسون ها هستند.
این مایل توافق بین مایل انگلیسی قدیمی مسیحی فرانسوی و میلیریای رومی است.
قطب نما مغناطیسی یکی از مهمترین ابزارهاو تجهیزات نقشه برداری در تاریخ این رشته است.
قطب نما احتمالاً توسط چینی ها در زمان سلسله کوین (۲۲۱-۲۰۶ قبل از میلاد) اختراع شده است.
فروشندگان ثروتنمد چینی برای ساخت تابلوهای ثروتی خود از کانی های سنگی استفاده کردند (ماده معدنی متشکل از اکسید آهن که خود را در جهت شمال و جنوب تراز می کند)
سرانجام شخصی متوجه شد که آهنربا اشاره بهتری به جهت های واقعی می کنند و به اولین قطب نما منجر شد.
آنها قطب نما را بر روی یک صفحه مربع که دارای مارک هایی برای نقاط اصلی و صورت های فلکی بود طراحی کردند.
سوزن اشاره گر، یک وسیله قاشقی شکل آهکی بود و دارای یک دسته بود که همیشه به سمت جنوب اشاره می کرد.
سوزن های مغناطیسی که به جای نشانگرهای قاشق به عنوان نشانگر جهت استفاده می شدند،
در قرن ۸ میلادی ، دوباره در چین مورد استفاده قرار گرفتند،
و بین سال های۸۵۰ تا ۱۰۵۰ به نظر می رسید که آنها به عنوان وسایل ناوبری کشتی ها متداول شده اند.
اولین کسی که ثبت شده است از قطب نما به عنوان یک کمک ناوبری استفاده کرده است
ژنگ او (۱۳۷۱-۱۴۳۵) ، ازشهری به نام یونان در چین است ، که بین سالهای ۱۴۰۵ و ۱۴۳۳ هفت سفر اقیانوسی انجام داد.
از زمان استعمار، نقشه برداری با استفاده از یک قطب نما و “زنجیر” انجام می شد.
متداول ترین زنجیر نقشه برداری با طول ۶۶ پا (فوت) بوده و از ۱۰۰ حلقه زنجیر تشکیل شده است.
هر پیوند برابر با ۱۰۰/۱ یک زنجیر یا ۹۲/۷ اینچ است.
این واحدهای اندازه گیری هنوز هم در بسیاری از کارهای قدیمی و در صحن دادگاه که به ثبت رسیده اند میتوانید پیدا کنید.
نوارهای اندازه گیری مدرن فولادی و فایبرگلاس که توسط نقشه برداران استفاده می شوند ،
همچنان به عنوان “زنجیر” شناخته شده اند تا از این روش های اولیه تحقیق استفاده کنند.
سایر واحدهای اولیه اندازه گیری “میله” یا “قطب” نامیده می شدند ،
که برای هر واحد ۱۶٫۵ پا (فوت) را نشان می داد.
قطب نما یا بر روی سه پایه یا یک ستون به نام “Jacob Staff”. نصب می شد .
این ابزارهای نقشه برداری اولیه خیلی دقیق نبودند ،اما در روزهایی که ارزش زمین ۵۰ سنت در هکتار یا کمتر بود ، کافی بودند.
سرانجام استفاده از قطب نما جای خود را به رفت و آمد و زنجیر به نواری فولادی داد.
در حالی که قطب نما معمولاً تنها قادر به اندازه گیری جهت مغناطیسی یک خط به نزدیکترین درجه یک چهارم بود،یک رفت و آمد زنجیری قادر به اندازه گیری زاویه های بین خطوط به کمتر از یک دقیقه قوس است.
نوار فولادی که معمولاً ۱۰۰ یا ۲۰۰ پا طول دارد و در صدها فوت مدرج شده است ،صحت قابل توجه بیشتری نسبت به زنجیر Gunter نشان می دهد.
Erathostenes ، ۲۲۰۰ سال پیش در اسکندریه ،با اندازه گیری طول قوس روی سطح زمین و زاویه مربوطه در مرکز زمین ، دور زمین را تعیین کرد.
این زاویه به طور غیر مستقیم با استفاده از Gnomon اندازه گیری شد.
Heron of Alexandria 2100 سال پیش کتابی مبتنی در زمینه نقشه برداری عملی نوشت.
او در این کتاب ابزاری را به نام Dioptra توصیف کرده است.
شکل زیر بازسازی مطابق با توضیحات Heron را نشان می دهد.
برای رؤیت ، یک قانون بینایی وجود دارد که سطح لوله آب به آن وصل شده است.
در میان چیزهای دیگر ، می توان زاویه بین جهت ها به ستاره ها با Dioptra را اندازه گیری کرد.
در اصل مانند تئودولیت عمل می کند و مجهز به گیره و پیچ های حرکت کند است.
Heron اهداف مختلفی را که این وسیله می تواند در خدمت داشته باشد ذکر می کند و خاطرنشان می سازد که تراز کردن یک تونل از هر دو انتها با چنین ابزار دقیق مشکلی نخواهد داشت.
Heron همچنین برای اندازه گیری مسافت ، چرخ اندازه گیری نیمه اتوماتیک ساخت.
حدود ۵۰ سال پیش از آن ، Hipparch از نایکا ، که به دلیل مشاهدات گسترده و دقیق ستاره اش مشهور بود ،طالع بینی را اختراع کرده بود که به عنوان پیشرو تئودولیت شناخته می شود.
تقریباً ۳۰۰ سال بعد ، بطلمیوس چهار ربع ، مدرج از یک دایره را توصیف کرد.
رومی ها نقش کمی در توسعه ابزارهای نقشه برداری داشتند ، اما آنها دانش مربوط به سازها را از خاورمیانه به اروپا منتقل کردند.
در قرون وسطی پیشرفت کمی در ایجاد ابزارهای جدید و بهتر صورت گرفته است.
با این وجود در آلمان ، از آب برای استفاده در نقشه برداری، استفاده شده است.
وسایل مربوط به قرن های شانزدهم و هفدهم بسیار شبیه به ابزارهای مورد استفاده در ۱۷۰۰ سال قبل بودند.
آنها شامل میله هایی بودند که معمولاً از چوب ساخته می شدند، برای اندازه گیری مسافت ها ، تیرهای صلیبی برای تنظیم زاویه های مناسب ، سطح لوله های آب و چهارگوشه ها.
)Snelliusهلند) مخترع مثلثی (۱۶۱۵( ، زاویه هایی را با چهار قطعه اندازه گرفت و همینطورPicard )فرانسه( نیز این کار را هنگامی که مثلث را در امتداد نصف النهار پاریس از Sourdon ، به Malvoisine که جنوب پاریس است، انجام داد.
ربع پیکار (شکل زیر) برای مشاهده دقیق (۷۰۷-۱۶۶۹) به یک تلسکوپ مجهز شده بود.
در دو سفر ژئودزیکی ، یکی به لاپلند ، سوئد ،۱۷۳۷/۱۷۳۶ و دیگری به پرو ، ۱۷۴۱/۱۷۳۵، چهارکارها تجهیزات اندازه گیری زاویه و میله ها تقریبا ۹/۷۴ متر طول (۵ انگشت پا) برای اندازه گیری خط پایه استفاده شد.
این سفرها توسط آکادمی علوم فرانسه سازماندهی و ارسال شد.
آنها هدفشان حل اختلاف بین نیوتنی ها و کاسینی ها بود.
نیوتنی ها اظهار داشتند که مطابق اثر نیروی گرانشی و گریز از مرکز ، بیضوی چرخشی در قطب های آن مسطح می شود.
برخلاف آن ، کاسینیان از اندازه گیری ژئودزیکی که محور اصلی بیضوی همزمان با محور چرخشی زمین است مشتق شده بودند.
بنابراین ، اختلاف به دلیل عدم دقت اندازه گیری کافی در آن زمان ایجاد شده بود.
Gemma Frisius از هلند (۱۵۰۸-۱۵۵۵) ، جدول سطح تراز را اختراع کرد.
قوانین دیدن در قرن نوزدهم توسط یک alidade تلسکوپی جایگزین شد.
نقشه برداری با استفاده از جدول سطح تراز روش اصلی نقشه برداری برای مدت طولانی بود. از اواسط قرن نوزدهم ، ترازیابی بیشتر برای استفاده در نقشه برداری در مقیاس بزرگ مورد استفاده قرار گرفت.
امروزه ، فتوگرامتری تقریباً تنها روشی است که برای تهیه نقشه های اساسی استفاده می شود.
در اوایل دهه ۱۹۲۰ ، انواع جدیدی از وسیله ها ساخته شد.
در ابتدای این قرن ، ابزارهای نقشه برداری از دقت بالایی برخوردار بودند ، اما در مقایسه با ابزارهای امروزی ، از نظر شکل و سنگینی بسیار بزرگ بودند.
آنها بسیار ناخوشایند بودند ، به خصوص وقتی که ابزار و وسایل جانبی آن باید توسط نقشه بردار و دستیار منتقل بشود.
دقت محدود دستگاه های نقشه برداری و خواندن دایره توسط روال های مناسب ، غالباً وقت گیر بوده و باید جبران شود.
تلاش برای بهبود در ساخت سازهای با وزن سبک تر و فرم جمع و جور تر ، و معرفی دستگاه های دقیق تر خواندن و بهره برداری از امکانات نوری خواندن دایره عمودی و افقی در همان میکروسکوپ متمرکز شده بود.
علاوه بر این ، با هدف پایدارتر ساخت ابزارها با توجه به تنظیم و محافظت از قطعات حساس ابزارها در برابر گرد و غبار و رطوبت بهتر انجام شد.
کمک های اساسی در نوسازی ابزارهای نقشه برداری توسط طراح ابزارهای سوئیسی Heinrich Wild (1951-1877) انجام شد.
وی با همکاری شرکت کارل زایس ، جنا ، در سال ۱۹۰۸ فوکوس داخلی را معرفی کرد.
ابتدا با استفاده از یک لنز مثبت و بعداً از یک لنز منفی ، این امکان را برای ساخت تلسکوپ های رؤیت با دقت بالا با طول کوتاه فراهم کرد.
– محور استوانه ای آزیموت
– لنزهای فوکوس داخلی
– حباب خواندن همزمان
– سه پایه بدون پیچ و مهره
– میکرومتر شیشه موازی
– میکرومترهای نوری متوسط خواندن
– مدرج ساخته شده از شیشه
سایر پیشرفتهای نوری و مکانیکی معرفی شده عبارتند از:
– شاقول نوری
– اپتیک بهتری برای هر چیز با پوشاندن سطوح نوری
– نوار زیرزمینی Invar
– فشار سنج با دقت بالا با سیستم کاهش لبه نوری برای اندازه گیری اختلاف فاصله و ارتفاع
– سطوح خود تراز
– فهرست خودکار برای خواندن دایره عمودی
– ژیروتئودولیت ها
– خواندن دایره دیجیتال
– فشار سنج الکترونیکی
– سطح با پرتو لیزر دوار
بسیاری از تئودولیت های امروزی به شدت تحت تأثیر ایده های اصلی Wilds قرار دارند و انواع مختلف از نظر استاندارد برای نوع مورد نظر دارای شکل و اندازه استاندارد هستند.
به طور متوسط ، وزن یک تئودولیت مدرن از جمله سه پایه و بسته بندی ۶۰ درصد از وزن قدیمی ها کمتر است و زمان لازم برای اندازه گیری نیز ۶۰ درصد کاهش یافته است.
در جدول مروری بر صحت های اندازه گیری و تسطیح زاویه ارائه شده است.
ابزارهای مدرن نقشه برداری مورد استفاده در نقشه برداری
ابزار اندازه گیری از راه دور الکترونیکی (EDM)
توتال استیشن ها
سیستم موقعیت یابی جهانی (GPS)
ترازیاب اتومانیکی
اندازه گیری مستقیم فاصله ها و جهت آنها با استفاده از ابزارهای الکترونیکی که به فرستادن ، بازتاب و دریافت امواج نور یا امواج رادیویی متکی هستند می توان بدست آورد.
آنها به طور گسترده به سه نوع طبقه بندی می شوند:
این ابزارها فاصله ها را با استفاده از امواج مادون قرمز تعدیل شده با دامنه اندازه گیری می کنند.
در انتهای خط ، منشورهای نصب شده روی هدف برای بازتاب امواج استفاده می شوند.
این ابزارها سبک و اقتصادی هستند و برای اندازه گیری های زاویه ای می توانند بر روی تئودولیت ها نصب شوند.
دامنه چنین ابزرهایی ۳ کیلومتر و دقت حاصل از آن ۱۰ میلی متر خواهد بود.
DISTOMAT DI 1000 این یک EDM کاملاً سبک و فشرده است،
به خصوص در ساخت و ساز و سایر کارهای مهندسی عمران ، که در آن اندازه گیری های مسافت کمتر از ۵۰۰ متر است ، بسیار مفید است.
برای اندازه گیری فاصله ، باید به سادگی ابزار را به بازتابنده اشاره دهید ، یک کلید را لمس کنید و نتیجه را بخوانید.
Geodimeter ابزاری است که براساس انتشار امواج نور مدوله شده کار می کند ، توسط E. Bergestand از سازمان زمین شناسی سوئد با همکاری تولید کننده سوئدی تهیه شده است.
این ابزار برای مشاهدات شبانه مناسب تر است و برای بازتاب امواج به یک سیستم منشور در انتهای خط نیاز دارد.
اینها ابزارهایی هستند که مسافت ها را بر اساس انتشار امواج نور مدوله شده اندازه گیری می کنند.
دقت چنین ابزاری بین ۰٫۵ تا ۵ میلی متر که در کیلومتر فاصله دارد و دامنه آن نزدیک به ۳ کیلومتر است.
این ابزارها از امواج رادیویی با فرکانس بالا استفاده می کنند.
این ابزارها در اوایل سال ۱۹۵۰ در آفریقای جنوبی توسط دکتر وادلی اختراع شد.
دامنه این ابزارها تا ۱۰۰ کیلومتر است و در طول روز و همچنین شب ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد.
Tellurometer:
این EDM است که از امواج رادیویی با فرکانس بالا (میکرو موج) برای اندازه گیری مسافت استفاده می کند.
این دستگاه قابل حمل است و می توان با باتری ۱۲ تا ۲۴ ولت کار کرد. برای اندازه گیری مسافت ، دو Tellurometers لازم است که یکی در هر انتهای خط با دو نفر دارای مهارت بالا مستقر می شود تا بتواند مشاهدات را انجام دهد.
یکی از ابزارها به عنوان واحد اصلی و دیگری به عنوان واحد از راه دور استفاده می شود.
Total Station یک ابزار الکترونیکی سبک ، کم حجم و کاملاً یکپارچه است
که توانایی EDM و یک ابزار اندازه گیری زاویه ای مانند تئودولیت را در هم می آمیزد.
توتال استیشن می تواند کارهای زیر را انجام دهد:
اندازه گیری فاصله
اندازه گیری زاویه ای
پردازش داده ها
نمایش دیجیتال از جزئیات نقطه
ذخیره داده ها به عنوان یک کتاب الکترونیکی
تمام عملکردها توسط صفحه کلید عامل کنترل می شوند.
صفحه مقادیر فاصله ، زاویه ، ارتفاع و مختصات نقطه مشاهده شده را نشان می دهد ، جایی که بازتابنده (هدف) در آن نگهداری می شود.
ارتفاعات برخی از اشیاء غیرقابل دسترسی مانند برج ها را می توان مستقیماً خواند. ریزپردازنده ارائه شده در ابزار ، تصحیح انحنای زمین و میانگین انکسار را بطور خودکار اعمال می کند.
مختصات بازتابنده و زاویه یا بلبرینگ روی بازتابنده قابل ذخیره سازی است و می توان برای تنظیم بعدی ابزار مورد استفاده قرار بگیرد.
هر زمان که جهت خاص و مسیری افقی را برای تعیین مکان بر روی زمین با استفاده از یک هدف وارد کنید
ابزار زاویه ای را نشان می دهد که از طریق آن باید تئودولیت نوری را بفرستد
و نور باید بگوید که رفلکتور در کجا قرار بگیرد.تجهیزات نقشه برداری leica .
سیستم تعیین موقعیت جهانی (GPS) توسط وزارت دفاع ایالات متحده ساخته شده است
و سیستم ناوبری با زمان و متغیر سیستم موقعیت یابی جهانی (GPS NAVSTAR) یا به سادگی GPS نامیده می شود.
برای این منظور نیروی هوایی ایالات متحده ۲۴ ماهواره را در ارتفاع ۲۰۲۰۰ کیلومتری بالاتر از سطح زمین مستقر کرده است.
ماهواره ها به گونه ای قرار گرفته اند ، حداقل چهار ماهواره از هر نقطه روی زمین قابل مشاهده است.
کاربر برای یافتن موقعیت هر نقطه در زمین به یک گیرنده GPS نیاز دارد.
دریافت سیگنال های دریافت شده از ماهواره را پردازش می کند و موقعیت (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع یک نقطه را با اشاره به داده محاسبه می کند.
ترازیاب اتوماتیک یک ابزار تراز کننده مخصوص است که در نقشه برداری مورد استفاده قرار می گیرد و حاوی خط دید نوری است که حتی اگر وسیله ای کمی کج باشد ، بینایی یا خط برخورد را حفظ می کند.
جمهوری اسلامی ایران موشکهای مختلفی در بردهای مختلف و با ویژگیهای متفاوت در اختیار دارد. موشکهای خلیجفارس، قیام، سجیل، قدرF، شهاب 3 و چندین و چند موشک دیگر، جزو مشهورترین موشکهای ایران به شمار میروند.
در این مقاله به شناخت موشک های ایرانی و جدید ترین اخبار (انواع دستاورد های موشکی ایران،اخبار ماهواره برهای ایرانی،نسل بعدی ماهواره برها،تاریخچه موشک هاو…) پرداخته ایم.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر از مشرق، مفاهیم اولیه برنامه فضائی کشور در دهه 1370 و خصوصاً در نیمه دوم آن شکل گرفت.
در واقع پس از آزمایش های موفق و نیاز کشور به برخورداری از ماهواره، برنامه فوق بر مبنای توسعه بومی تمام حلقه های زنجیره فضایی از ماهواره و ماهواره بر گرفته تا ایستگاه های زمینی تدوین شده و در مقاطع مختلف نیز مورد بازبینی قرار گرفت.
ماهواره برهای معرفی شده ایرانی که توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و براساس فناوری بومی ایران توسعه یافته اند، از سوخت مایع استفاده می کنند.
شاید تا کنون از دستاوردهای تلاش ها و مجاهدت های سردار دانشمند و پارسا شهید تهرانی مقدم در عرصه دفاعی، حرف های فراوانی گفته شده اما کمتر، سخن از پروژه مهم پدر فناوری موشکی ایران که مربوط به یک موشک سوخت جامد 4 مرحله ای به نام «قائم» بوده است، به میان آمده است.
هدف مسئولان کشورمان از این طرح، طراحی و ساخت ماهواره بری برای قراردهی ماهواره هایی با جرم دست کم 100 کیلوگرم در مدار 1000 کیلومتری اعلام شده است. در گزارش حاضر به بررسی موشک قائم بر اساس اطلاعات منتشره پرداخته شده است.
باید به یاد داشت که در ابتدای برنامه فضایی ایران، پروژه های مشترکی با کشورهایی چون روسیه و ایتالیا برای کسب دانش فوق پیشرفته طراحی و ساخت ماهواره ها اجرا شد که بر این اساس ماهواره سینا با کمک روسیه و ماهواره مصباح با کمک ایتالیا طراحی شدند.
در ادامه و با فراگیری و تولید دانش طراحی و ساخت ماهواره ها، با تعریف پروژه های مختلفی در صنایع الکترونیک و مخابرات کشور و نیز برخی دانشگاه ها امید، مصباح-2، زهره، طلوع، رصد-1، فجر و نوید علم و صنعت نیز ساخته شدند.
در زمینه ماهواره بر اما کشورمان به دلایل متعدد فنی و سیاسی، باید متکی بر توان داخلی حرکت می کرد بعدها عدم پرتاب ماهواره های ایرانی توسط کشورهای صاحب فناوری پرتاب مثلاً عدم پرتاب مصباح نیز سبب شد تا کار روی ماهواره برهای بومی شکلی جدی به خود بگیرد.
اولین خبرها از ماهواره بر ایرانی در اواخر سال 1377 منتشر شد. بعدها نیز ضمن اعلام بروز تاخیرهایی در فرایند توسعه پیشران این موشک گفته شد گونه ای از ماهواره بر با سوخت جامد بستر حمل ماهواره های ایرانی به فضا خواهد بود.
هر چند در سال های 1383 و 84 توسط وزیر دفاع وقت آمادگی وزرات دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح برای پرتاب ماهواره به فضا بارها اعلام شد اما تا سال 1387 و آزمایش های سامانه های حامل ماهواره، برنامه فضایی ایران عملاً حالتی راکد داشت.
در 15 بهمن 1386 در همان ماهی که نمونه مهندسی ماهواره امید برای اولین بار رونمایی شد ایران موشکی به نام کاوشگر1 (سفیر) را آزمایش کرد که البته نباید با راکت کاوشگر-1 که توسط پژوهشگاه فضایی ایران پرتاب شد اشتباه شود. موشک سفیر که به عنوان کاوشگر به فضا پرتاب شد یکی از آخرین گام های لازم برای پرتاب ماهواره امید به مدار بود.
بنا بر اطلاعات موجود این موشک تا ارتفاع دستکم 200 کیلومتری پرواز کرده و در تمام مسیر با حفظ ارتباط با ایستگاه های زمینی داده های تولید شده توسط حسگرهای موجود در خود را منتقل کرده است تا آزمایش های محیطی در شرایطی که ماهواره امید قرار بود حمل شود به انجام رسیده و در نتیجه آن آخرین اصلاحات روی ماهواره به انجام برسد.
در واقع هدف از پرتاب کاوشگر1 آزمایش و سنجش کارکرد مطلوب آن در حمل ماهواره و وضعیت رخ دهنده برای زیر سامانههای ماهواره در شتاب بالا، شرایط دما و خلأ است.
هر چند تصاویر منتشر شده در مورد پرتاب کاوشگر1، ماهواره بری با شباهت بسیار بالا به آخرین نسل از موشک های بالستیک را نشان می داد اما در همان زمان برخی منابع از آن به عنوان موشکی دو مرحله ای یاد کردند.
در همان روز پرتاب کاوشگر1، نمونه ماهواره بر سفیر که قرار بود ماهوار امید با آن پرتاب شود نیز با حضور رئیس جمهور سابق، وزیر دفاع و سایر مسئولین وقت رونمایی شد.
موشک مذکور دارای بیش از 10 هزار قطعه بود که تمام اجزاء سازنده آن در بخش های مختلف شامل موتور، بدنه، سازه، عملگرها، هدایت و کنترل در طی 10 سال قبل بر اساس فناوری ایرانی، بومی سازی شده و در نتیجه کشورمان قادر به ساخت و پرتاب آن با اتکا به توان خود گشته بود.
در 28 مرداد سال بعد، نمونه نهایی ماهواره بر سفیر که قرار بود برای پرتاب ماهواره امید به کار رود با نام سفیر امید و بدون حمل ماهواره با موفقیت آزمایش پروازی کامل خود را پشت سر گذاشت و در نهایت ماهواره بر سفیر-1 با نام سفیر امید در 14 بهمن ماه 1387 موفق به قراردهی این ماهواره 27 کیلوگرمی در مدار بیضوی 250 * 375 کیلومتری شد.
سفیر-1، ماهواره بری 2 مرحله ای با طراحی متفاوت از شکل دماغه در مقایسه با موشک های بالستیک است که هر دو مرحله آن از سوخت مایع بهره می برند و محموله فضایی آن در دماغه موشک یعنی بالای مرحله دوم کار گذاشته می شود.
بنا بر اطلاعات اعلام شده، پیشران مرحله اول از بهسازی موتور آخرین نسل های موشک های شهاب-3 و قدر به دست آمده که از سامانه تغییر بردار رانش به کمک 4 بالک کوچک تعبیه شده در خروجی موتور بهره می برد.
موتور مرحله دوم آن اما قابلیت تغییر کامل زاویه بخش خروجی خود را داشته که نمونه کاملی از سامانه تغییر بردار رانش و اولین سامانه کامل از اینگونه در کشور محسوب می شود که به گفته افراد مطلع از فناوری های هوافضائی کشور، با تلاش های شهید حسن تهرانی مقدم به ثمر نشسته است.
سفیر-1، دارای طول کل 22 متر، قطر 1.25 متر، وزن کل 26.5 تن، نیروی رانش مرحله اول 32 تن-نیرو و مرحله دوم 3.4 تن-نیرو، زمان کارکرد مرحله اول 149.5 ثانیه، مرحله دوم 312.5 ثانیه بوده و برای پرتاب یک محموله حدود 27 کیلوگرمی در زاویه میل مداری 55 درجه طراحی شده است.
نمونه های دیگر این موتورها به ترتیب زمان کارکرد 150 و 315 ثانیه دارند. این ماهواره بر ، با رسیدن به سرعت حدود 28000 کیلومتر بر ساعت توسط دو مرحله خود است که می تواند ماهواره ها را در مدار تزریق نماید.
تأمین این سرعت توسط یک ماهواره بر 2 مرحله ای که اولین موشک فضایی ایران نیز بود برای بسیاری از کارشناسان خارجی تعجب برانگیز بود به طوری که سبب شد از آن به عنوان یک دستاورد بزرگ برای صنعت موشکی ایران یاد کنند.
مرحله اول سفیر، ماهواره بر را که در لحظه پرتاب بیش از 26 تن جرم دارد به ارتفاع 68 کیلومتری سطح زمین رسانده و سپس با اتمام سوخت از بقیه موشک (مرحله دوم و محموله) جدا شده و به سمت زمین سقوط می کند.
گونه سفیر-1ب با بهسازی های صورت گرفته در پیشرانه که نیروی تولیدی آن از 32 تن به 37 تن رسیده توان قراردهی ماهواره های حدود 50 کیلوگرمی را در همان مدار بیضوی 250*375 کیلومتری دارد. پس از آن یک پرتاب موفق دیگر نیز برای هر یک از گونه های سفیر-1آ و سفیر-1بی گزارش گردید که به ترتیب حامل ماهواره های 15.3 کیلوگرمی رصد-1 و 50 کیلوگرمی نوید علم و صنعت بودند.
از ادعاهای آن زمان که توسط نشریه دفاعی جینز منتشر شد که بگذریم، قرار است در سال جدید نیز گونه ای از این ماهواره بر پرتاب جدیدی با ماهواره شریف-ست داشته باشد.
نسل بعدی ماهواره برهای ایرانی، سفیر-2 یا سیمرغ نام دارد که نمونه مقیاس واقعی آن در سال 1388 رونمایی شد. این موشک نیز 2 مرحله ای بوده و برای تزریق ماهواره هایی به جرم حدود 100 کیلوگرم در مدار 500 کیلومتری یا ماهواره های سنگین تر در مدارهای پائین تر ساخته شد.
محاسبات نشان می دهد که نزدیک به 144 تن نیروی رانش برای قرار دادن یک ماهواره 100 کیلوگرمی در ارتفاع 500 کیلومتری مورد نیاز است.
از اینرو برای رسیدن به این مقدار رانش، 4 موتور بهینه شده مورد استفاده در مرحله اول سفیر، که هرکدام از آنها رانشی تقریبا به اندازه 32 تن-نیرو دارند، کلاستر شده اند یعنی برای رسیدن به قدرت های بالاتر به صورت خوشه ای کنار هم قرار گرفته اند و در مجموع حدود 128 تن-نیرو را ارائه می دهند.
سیمرغ 85 تنی باید بتواند در هنگام پرواز زاویه مناسب را بگیرد برای این منظور 4 موتور یا به عبارت دقیق تر محفظه کنترلی دیگر نیز در مرحله اول سیمرغ حضور خواهند داشت که نزدیک به 15 تن نیرو ایجاد می نماید که با افزوده شدن این نیرو به رانش تولیدی موتور مرحله اول مقدار نیروی لازم تأمین می شود.
البته در نمونه نهایی سیمرغ ممکن است از موتوری بر مبنای موتور سفیر-1ب که رانش 37 تنی دارد استفاده شود. بدین ترتیب با استفاده از پیشرانی که قبلاً به درستی کار کرده، یکی از اصلی ترین بخش های ماهواره بر سیمرغ، آماده گردید.
البته، موتورمرحله اول سیمرغ به گونه ای طراحی شده است که بتواند ماهواره برهای سنگین تر بعدی را نیز تأمین کند یعنی تمام اعضای این خانواده که قرار است در سال های آینده ماهواره های سنگین تری را در مدار قرار دهند با همین موتور کار خواهند کرد.
سیمرغ ماهواره بری با دو مرحله سوخت مایع است که طول کلی آن در حدود 25.97 متر، طول و قطر مرحله اول 17.81 و 2.4 و طول و قطر مرحله دوم آن 8.15 و 1.5 متر است.
رانش مرحله دوم این ماهواره بر نیز 7.2 تن نیرو اعلام شده است. با توجه به تفاوت قطر و رانش مرحله دوم این ماهواره بر با مرحله دوم نسل سفیر-1 می توان نتیجه گرفت برای مرحله دوم سیمرغ طراحی جدیدی صورت گرفته است.
به گفته مسئولان، نسل بعدی ماهوارهبر سیمرغ یعنی سفیر-3 یا «سپهر» در آینده نزدیک به توان انتقال ماهوارههایی با جرم 700 کیلوگرم به مدار 1000 کیلومتری دست خواهد یافت که در سال های قبل گفته شده بود اولین پرتاب آن برای سال 1394 برنامهریزی گردیده.
از ماهواره بری به نام ققنوس نیز نام برده شده که تفاوت مأموریتی و فیزیکی آن با سپهر مشخص نگردیده است.
همان طور که پیش تر اشاره شد، قبلا اخباری از توسعه یک پیشران سوخت جامد برای آن منتشر شده است. بنا بر اطلاعات موجود، اولین آزمایش سوخت جامد برای این موشک بزرگ به سال 1379 باز می گردد.
البته در سال 1380 و 81 موشک کوتاه برد فاتح-110 با برد 300 کیلومتر و بهره مند از یک مرحله پیشران سوخت جامد مرکب نیز آزمایش شده و سپس به تولید انبوه رسیده بود.
در سال 1363 تولید راکت های کالیبر 122 میلیمتری سوخت جامد ساخت شوروی (معروف به کاتیوشا و گراد) توسط صنعت جدید وزارت سپاه و به صورت بومی شروع شده بود. راکت های کوچکتر 107 میلیمتری سوخت جامد نیز در همین دوران به تولید رسید.
اما اولین تلاش های کشور در زمینه طراحی راکت های جدید و دوربردتر سوخت جامد در سال های آخر جنگ تحمیلی به نتیجه رسید که به توسعه راکت های سوخت جامد ایران-130 (که بعدها به خانواده راکت های نازعات منجر شد)، عقاب و شاهین-1 و 2 باز می گردد.
یک گونه راکت سوخت جامدن با برد 170 کیلومتر نیز در اوائل سال 1367 و پیش از پایان جنگ آزمایش شد که مشخص نشده گونه بهبود یافته ایران-130 بوده یا اولین نمونه های زلزال.
در سال های پس از جنگ، افزون بر پیگیری توسعه «راکت های نازعات»، «راکت های زلزال» نیز با برد بیش از 100 تا چند صد کیلومتر توسعه یافتند. این راکت ها بعدها بستر توسعه بیش از 6 نمونه از راکت های کاوشگر فضائی ایران نیز گردیدند.
البته یکی از پایه های «موشک فاتح – 110» نسل های آخر راکت زلزال بوده است. همچنین به مرور در انواع تولیدات ایرانی به جای سوخت جامد مرکب با پایه PPG از سوخت جامد مرکب پیشرفته HTPB در تمامی تولیدات استفاده شد.
در 1384 خبر دیگری در زمینه آزمایش کاملاً موفق پیشران سوخت جامد برای موشک های بالستیک دوربرد ایرانی اعلام شد.
با خبر آزمایش موفق موشک بالستیک «سجیل-1» در 22 آبان سال 1387 جلوه های تازه ای از پیشرفت صنعت موشکی کشورمان در زمینه موشک های سوخت جامد بر همگان اثبات شد.
موشک سجیل دارای 2 مرحله بوده که هر دوی آنها از سوخت جامد پیشرفته مرکب بهره می برند و موشک را به برد 2000 کیلومتر می رسانند.
این موشک نیز با تلاش ها و پیگیری های مجدانه سردار حسن تهرانی مقدم به عنوان فرمانده موشکی سپاه که بعدها نیز مسئولیت جهاد خودکفائی کل سپاه بر عهده ایشان قرار داده شد و نیز مسئولان و متخصصان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به ثمر نشست.
موشک سجیل به دلیل برخورداری از سوخت جامد به سرعت پروازی بالاتری رسیده، به زمان آماده سازی برای پرتاب بسیار کمتری در مقایسه با موشک های سوخت مایع نیازمند بوده و قابلیت نگهداری در شرایط آماده شلیک را تا مدت های بسیار طولانی تری در مقایسه با نسل موشک های شهاب دارد.
در 30 اردیبهشت ماه 1388 خبر آزمایش کاملاً موفق موشک سجیل-2 توسط رئیس جمهور وقت اعلام شد که بازتاب های بسیار گسترده ای در رسانه های جهانی داشت. این آزمایش پس از رزمایشی موشکی به نام بیت المقدس انجام شده و پس از آن وزیر دفاع وقت خبر از شروع تولید این موشک داد.
به گفته وی سجیل-2 در مقایسه با نمونه قبلی از سامانه ناوبری جدید و حسگرهای پیچیده و دقیق تری برخوردار بوده که سبب افزایش قابل توجه دقت عملکرد آن نسبت به سجیل-1 گردیده است. سجیل-2 همانند نمونه قبلی از 2 مرحله پیشران سوخت جامد مرکب برخوردار بوده اما با بهبود سکوی پرتاب و سامانه نشانه روی، سرعت عمل این موشک در مراحل پیش از پرتاب نیز افزایش یافته است.
کارشناسان فنی خارجی در آن زمان سجیل را موشکی معرفی کردند که کار ردیابی آن برای ماهواره ها و رادارهای آمریکایی و اسرائیلی دشوار خواهد بود. سجیل سپس در رزمایش موشکی پیامبر اعظم-4 در ششم مهرماه 1388 به همراه موشک قدر-1اف شلیک شد.
در 24 آذر ماه این سال نیز تصاویری از شلیک موشک سجیل-2 با برد نزدیک به 2000 کیلومتر در یک آزمایش جدید منتشر گشت. به گفته امیر دریابان شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر اسبق دفاع، برنامه تولید موشک سجیل در دهه 1370 و تحت عنوان پروژه عاشورا شروع آغاز شده بود. سرعت موشک سجیل توسط مسئولان دفاعی کشور حدود 12 ماخ و میزان ارتفاع اوج آن حدود 800 کیلومتر در بیشترین برد اعلام شده است.
همچنین وزیر دفاع سابق کشورمان صحبت از موشک ضدکشتی دوربرد بالستیک که سرجنگی آن به سرعت 14 تا 15 ماخ می رسد نموده است که این موشک نیز ممکن است نمونه ای از سجیل یا گونه ای مشتق شده از آن باشد.
موشک سجیل قبلاً دقت خود را در برد بیشینه با شلیک 2 فروند از آن به دهانه اقیانوس هند از داخل ایران اثبات نموده است در حالی که از به جهت رعایت اقدامات ایمنی اجرای این آزمایش به اطلاع کشورهای منطقه رسانده شده بود.
فراز و نشیب های پدید آمده در تاریخ تکامل موشک های سوخت جامد معلول نوآوری های فناوری های مختلف خصوصاً در زمینه ساخت و تولید ترکیبات سوخت جامد بوده است. فرایند بهینه شدن این موشک ها با رسیدن به نهایت بهره وری سوخت ساخته شده از باروت سیاه تقریباً متوقف شد.
اما در ابتدای قرن بیستم با به کار گیری ترکیبات جدیدی مثل نیتروگلیسیرین جرقه دیگری در دوره تکامل موشک های سوخت جامد زده شد.
ولی تنها وقتی که توانمندی تولید سوخت جامد همگن به دست آمد صنعت ساخت موشک های سوخت جامد با کیفیت مطلوب و مؤثر به صورت واقعی شکل گرفت.
اما ساخت اولین موشک سوخت مایع V-2 در آلمان نشان داد که از نظر معادلات راهبردی برد و قدرت انهدام، موشک های سوخت جامد هنوز قابل رقابت با انواع سوخت مایع نیستند.
ساخت موشک سوخت جامد 4 مرحله ای Rheinbote آلمانی با برد 170 کیلومتر در همان حوالی زمانی و عملکرد ضعیف آن، ایده ساخت موشک های سوخت جامد بزرگتر را بیش از پیش تضعیف کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم همچنان عوامل مختلف در جهت تأیید عملکرد و تثبیت جایگاه موشک های سوخت مایع کار می کردند. به گزارش مشرق، ترکیب اکسیژن و الکل، خصوصیت رانشی به مراتب بیشتری نسبت به سوخت های جامد آن زمان ارائه می داد و این در حالی بود که سوخت های مایع با توانمندی بالاتر نیز در حال آزمایش و مشاهده نتایج رضایت بخش بود.
سوخت مایع، خود وظیفه خنک کردن بخش های لازم را بر عهده می گرفت در صورتی که سوخت جامد چنین توانایی نداشت. مخازن سوخت در موشک های سوخت مایعی که از سامانه توربوپمپ استفاده می کنند تحت فشار داخلی کمی کار کرده و از وزن پائینی برخوردار است در حالی که محفظه سوخت جامد وزن زیادی را به خود اختصاص می داد. به علاوه محفظه موشک های سوخت جامد تحت فشار و درجه حرارت بالایی قرار داشت و به همین علت نیاز به سازه مقاوم یعنی سنگین تری نیز پیدا می کرد.
مسأله دیگر در بالا بردن برد موشک های سوخت جامد نمود داشت و آن هم خطر سوختن دیواره های محفظه پیشران بود که از مدت زمان زیادتر مورد نیاز سوختن سوخت برای رسیدن به برد بیشتر ناشی می شد.
به علاوه چگونگی فرایند و خصوصیات احتراق سوخت در یک موتور سوخت جامد با قطرهای 1.5 تا 2 متر نیز مشکلات علمی زیادی داشت که باید برای آن هم فکری می شد. همه این مسائل دست به دست هم دادند تا ساخت موشک های سوخت جامد که از نظر عملکرد همتراز با انواع سوخت مایع باشند تا سال ها بعد به تعویق بی افتد.
اما از اواسط دهه 1950 کم کم راه حل های غلبه بر مشکلات فوق در سطح علمی و نه عملی آشکار می شد. در اولین گام ترکیبی از سوخت جامد با خصوصیات رانشی نظیر ضربه ویژه بسیار بالاتر از انواع قبلی اختراع شد.
همچنین روش های جدیدی برای ساخت پیشران سوخت جامد ابداع شد که شامل ریخته گری مستقیم سوخت در محفظه آن بود. این روش ها نیز کمک کرد تا گرین (Grain) یا همان مجموعه سوخت داخل محفظه، با ابعاد بزرگ با مشکلات کمتری تولید شود.
مسأله عایق حرارتی بدنه محفظه احتراق نیز با استفاده از خود گرین های جدید به عنوان عایق حرارتی حل شد. برای این منظور لایه سوخت قرار گرفته بر روی دیواره های محفظه احتراق وظیفه دفاع از دیواره در برابر حرارت بسیار بالای به وجود آمده در حین سوزش سوخت را بر عهده گرفته و دیواره تنها در لحظات نهایی سوزش سوخت تحت تأثیر این حرارت بالا قرار می گیرد. در نهایت شکل پیشران سوخت جامد به نمونه های نظیر تصویر زیر تبدیل شد.
آخرین قدم در بهینه ساختن سازه محافظ پیشران های سوخت جامد با ساختن مواد با الیاف فولادی و رویه کامپوزیتی ممکن شد که این الیاف برای شکل دادن و ساختن محفظه احتراق به کار رفتند. این روش سبب به دست آمدن سازه ای با استحکام بالا و وزن نسبی کم گردید.
اما یک پیچیدگی فناورانه دیگر در موشک های سوخت جامد عایق حرارتی بخش خروجی (Nozzle) پیشران است که باید در طول مدت سوختن سوخت توانایی مقاومت در برابر بارهای حرارتی بسیار بالای به وجود آمده ناشی از عبور جریان گاز بسیار داغ حاصل از احتراق با سرعت بالا را داشته باشد که ذرات فلزی کوچک موجود در سوخت جامد نظیر پودر آلومینیوم نیز درون آن وجود دارد.
در نهایت بخش خروجی این موشک ها با استفاده از پوشش های چند لایه پیچیده ای متشکل از فلز، کامپوزیت و سرامیک های عایق حرارتی تولید شدند. در تصویر زیر بخش های مختلف سازنده خروجی یک پیشران سوخت جامد نمایش داده شده که بخش 1 پوسته چهارخانه درونی، 2 پوشش محافظ از ترموپلاستیک، 3 ورقه گرافیتی، 4 عایق سرامیکی، 5 عایق پلاسمایی، 6 المان های مقاومتی و 7 پوشش بیرونی بخش خروجی موتور است.
تحلیل عملکرد گازهای در خروجی پیشران سوخت جامد نیز پیچیدگی علمی بالایی دارد زیرا گازهای خروجی به طور معمول مخلوطی دو فازی از گاز و ذرات جامد هستند که در برخی ترکیبات مواد مایعی نیز در گازهای خروجی برای مدت کوتاهی ظاهر شده که نیازمند تحلیل پیچیده تر چند فازی است.
مجموعه این مشکلات تئوری و عملی سبب شد تا پیشران سوخت جامد دیرتر از سوخت مایع در خدمت صنایع موشکی دنیا قرار بگیرد که خود این تأخیر نشان دهنده دشواری های بسیار بیشتر سوخت جامد نسبت به مایع است در حالی که نیاز به سوخت جامد از همان ابتدای توسعه صنعت موشکی وجود داشت.
امروزه با حل مشکلات سوخت جامد حوزه به کار گیری این نوع از پیشران ها نیز بسیار گسترده شده است. از پیشران اصلی موشک های نظامی و فضایی تا موتورهای ترمزی بین مراحل مختلف موشک ها و سامانه های فرود فضاپیماها بر سطح ویا سامانه های نجات اضطراری فضانوردان و حتی موتورهای کوچک کنترلی.
مقایسه مختصر سوخت مایع با جامد
به گزارش تسنیم، هر چند مقایسه موشک هایی که از سوخت مایع و جامد استفاده می نمایند بسته به نوع طراحی و هدف مأموریت باید صورت گیرد اما می توان توصیفات کلی از عملکرد این 2 نوع سوخت یا در واقع 2 نوع پیشران راکتی ارائه نمود.
در ابتدا نیازهای مأموریت های نظامی از مهمترین عوامل و انگیزه های توسعه موشک های سوخت جامد بوده است. مسائلی همچون نیاز به آماده شدن سریع موشک برای پرتاب، قابلیت اطمینان بالا با توجه به نبود سامانه های متعدد مکانیکی در پیشران، حجم کمتر موشک و تعداد کمتر تجهیزات جانبی زمینی و خدماتی آن. در عمل به منظور فراهم کردن مقدمات پرتاب موشک های سوخت جامد به زمانی کمتر از 15 تا 20 دقیقه برای آماده سازی پیشران، ژیروسکوپ ها و سامانه کنترلی نیاز است.
به گزارش مشرق، هر چند هر دو نوع پیشران سوخت مایع و جامد دارای پیچیدگی هایی نظیر فرایند سوزش سوخت و احتراق، هدایت بهینه جریان مواد حاصل از احتراق به خارج از موشک، ساخت سازه بخش های مختلف برای کارکردن در آخرین حد مقاومت مواد و عملکرد در زمان بسیار کوتاه و عایق های محافظتی برای کار در درجه حرارت های بسیار بالا هستند.
اما پیشران سوخت جامد در مقایسه با سوخت مایع از یک خصوصیت ویژه برخوردار است و آن هم این که نمی توان این پیشران را به صورت سامانه های مجزا مورد طراحی، ساخت و اصلاح قرار داد بلکه در این پیشران مسائل مختلف فرایند تبدیل سوخت به گاز داغ تماماً به صورت یکپارچه رخ می دهد و به همین شکل نیز باید تحلیل شود.
البته دشواری های علمی دیگری نظیر لحاظ شدن حرارت و تأثیرات حرکت سریع گاز داغ نیز در تمام طول محفظه پیشران که محفظه احتراق آن نیز هست تا خروج از موشک نیز باید به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد که نیازمندی های علمی بالاتری نسبت به طراحی یک پیشران سوخت مایع ایجاد می نماید.
در مقابل پیچیدگی مکانیکی و قطعات بسیار کمتر، سادگی ساخت، قابلیت اطمینان عملکردی بالاتر، سهولت نگهداری و انباری ساده و طولانی مدت و زمان کوتاه آماده سازی سوخت های جامد، سوخت های مایع دارای مزیت قابل کنترل بودن هستند. در واقع سوخت جامد پس از روشن شدن پیشران قابل کنترل نبوده و یا باید تا انتها بسوزد و یا پیشران منهدم یا جدا شود تا نیروی رانش قطع گردد.
اما در سوخت های مایع با استفاده از شیرهای کنترلی میزان جریان سوخت و اکسید کننده و فرایند احتراق قابل کنترل بوده و در برخی طراح های ساخته شده در دنیا قابلیت خاموش و روشن کردن آن نیز وجود دارد بنا بر این امکان تنظیم میزان رانش بر اساس پارمترهای مد نظر در بهینه سازی مسیر پروازی در این نوع پیشران کاملاً وجود دارد. البته به طور معمول پیشران سوخت جامد در لحظات اولیه پرواز شتاب بالاتری برای موشک فراهم می نماید که به بهبود قابلیت های راهکنشی (تاکتیکی) آن در مأموریت های نظامی کمک می نماید.
برای اجرای هر نوع مأموریت فضایی مشخصات موشک باید از نظر انرژتیکی و وزنی برای آن مأموریت بهینه گردد.
بنا بر این نباید انتظار داشت تا طیف وسیعی از مأموریت ها تنها با یک موشک چند مرحله ای قابل اجرا باشد.
در واقع برای هر مأموریتی باید محاسبات بالستیکی و وزنی انجام گیرد و طراحی پیشران ها و ساختار بهینه موشک بر اساس نتایج این فرایند حاصل خواهد شد.
البته به طور معمول، بخشی از این تنوع مورد نیاز با بهسازی موشک های موجود تأمین می گردد.
وظیفه اصلی موشک تأمین سرعت مشخص شده برای بار مفید خود است.
با توجه به بار مفید و سرعت مربوط، مقدار سوخت مورد نیاز معین می شود.
هر قدر بار مفید و سرعت لازم بیشتر باشد مقدار این سوخت بیشتر و به دنبال آن وزن اولیه موشک بیشتر خواهد بود و همین مسئله انتظار پیشرانش بالاتر از موتور را به همراه خواهد داشت.
با افزایش مقدار سوخت، اندازه و همچنین وزن مخازن سوخت مایع یا جداره گرین سوخت جامد نیز افزایش خواهد یافت.
با افزایش پیشرانش، وزن موتور نیز بالا می رود و وزن کلی سازه افزایش خواهد یافت.
یکی از عمده ترین نقاط ضعف موشک های یک مرحله ای در آن است که سرعت مورد نظر نه تنها برای بار مفید بلکه برای تمامی سازه ای که دیگر مورد نیاز نیست تأمین می شود مثلاً وقتی بیش از نصف سوخت سوزانده شده، موتور همچنان باید برای کل سازه مخزن انرژی جنبشی فراهم کند.
با افزایش وزن سازه، یک بار اضافی بر توانایی انرژتیک موشک تحمیل می شود که خود به خود محدودیتی بر سر راه دستیابی به سرعت مورد نظر است.
این مشکلات تا حدودی با استفاده از موشک های چند مرحله ای رفع شده.
موشک چند مرحله ای به موشک هایی گفته می شود که در حین پرواز هر قسمت از آن که کار خود را به انجام رسانده از سایر قسمت های بدنه جدا می شوند بدین ترتیب در حین پرواز، سرعت برای قسمت های در حال کار یا قسمت هایی که هنوز کار خود را به انجام نرسانده اند و بار مفید تأمین می شود.
در هنگام پرتاب، قوی ترین موتورهای موشک یعنی موتورهای مرحله اول شروع به کار خواهند کرد.
این موتورها قادر به بلند کردن موشک از روی سکوی پرتاب و رساندن آن تا سرعت معین است.
پس از اتمام مقدار سوخت تعیین شده در مرحله اول این مرحله از موشک جدا می شود و موتورهای مرحله دوم شروع به کار می کنند.
این موتورها قسمت باقی مانده از موشک را به سرعت مورد نظر می رسانند و پس از اتمام سوخت مانند موتور مرحله قبل به همراه باک ها و سازه از موشک جدا می شوند.
از نظر تئوری جدایش مراحل می تواند به تعداد بیشتر نیز صورت پذیرد اما در عمل تعداد مراحل موشک را به صورت مجهولی برای مسئله بهینه کردن سازه آن در نظر می گیرند و تعیین می کنند که آیا افزایش تعداد مراحل به ازای بار مفید ثابت باعث کم شدن جرم اولیه در موقع پرتاب موشک می شود یا خیر.
اما با افزایش تعداد مراحل موشک از تعداد n به n+1، به صرفه بودن با درجه n کم می شود.
شاخص های وزنی در مرحله یا بلوک موشک افت می کند، هزینه ها بالا می رود و کاملاً آشکار است که قابلیت اطمینان مجموعه نیز کم می شود.
برخلاف موشک های یک مرحله ای در موشک های چند مرحله ای تنها مرحله آخر به همراه بار مفید، سرعت نهایی مشخص شده را بدست می آورد و نه تمامی سازه موشک. بلوک های قبلی سرعت کمتری به دست می آورند که این خود باعث صرفه جویی در مصرف انرژی می شود.
از پهپادها برای پوشش مناطق اطراف پایگاه برای پیشگیری از حملات احتمالی راکتی و نزدیک شدن ستون های خودرویی در فواصل نزدیک پایگاه پرواز می کرده اند.
پهپادها به طور کلی دارای لینک ارتباط داده غیر ماهواره ای هم هستند که خصوصاً در صورت گشت زنی در فواصل نزدیک و در محدوده خط دیده ایستگاه زمینی کنترل، می توانند از این لینک ارتباطی استفاده کنند.
هدف ما در شرکت آشیانه ققنوس ایرانیان آموزش, طراحی, ساخت و پشتیبانی پهپادهای غیرنظامی و پاسخگویی سریع و احترام به مشتری است تا با کمترین زمان و هزینه ممکن بهترین بازدهی را برای علاقه مندان به این رشته جذاب فراهم می کنیم .
پهپاد های موجود در شرکت ما غیر نظامی بوده ، پهپاد ققنوس 1،ققنوس 2 و MP1 از پهپاد هایی هستند که میتوان از انها در زمینه های گوناگون استفاده کرد.
هرکدام دارای ویژگی هایی نظیر نظارت،بازرسی،عکس برداری هوایی و … هستند.برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت ما مراجعه فرمایید.
ما اسباب بازی را برای کودک یکجور غذای روان میدانیم. اسباب بازی یکی از نیازهای واقعی و حیاتی کودک است و اصلاً بخشی از زندگی او با اسباببازی تعریف میشود. در این رابطه دانشمندان مختلف روانشناس نظریههای مختلفی را مطرح کردهاند. مشهورترین آنها ژان پیاژه است که پدر علم روانشناسی رشد به شمار میرود و راجع به انواع بازیها صحبت کرده است.
همچنین افراد دیگری مثل پارتر، کارل گروز و ژان ژاتو نیز راجع به بازیها و اثرات بازی و اسباب بازی نظریهپردازی کردهاند. در یک جمعبندی از این نظرها میتوان گفت که وقتی کودک بازی میکند، خصوصاً وقتی از اسباب بازی استفاده میکند، یکسری از جنبههای فکری و آموزشی خودش را تقویت میکند. این بازی سبب میشود که فعالیتهای مختلف حرکتروانی و ذهنیشناختی کودک گسترش پیدا کند و به تکامل برسد. بنابراین وجود اسباب بازی و بازی جزوی از مراحل رشد سالم کودک محسوب میشود.
بخشی از اسباببازیها جنبه تجاری دارد و پدرومادر فکر میکنند اسباببازی فقط کافی است سرگرمکننده باشد. البته ما منکر این بحث نیستیم، اما یک اسباب بازی خوب برای اینکه بتواند سبب ارتقای سلامت روان کودک شود و به رشد فکری او کمک کند باید ویژگیهای دیگری هم داشته باشد. بنابراین والدین باید توجه کنند که هر چیزی به عنوان اسباب بازی برای کودکشان تهیه نکنند.
از نظر ما اولین ویژگی این است که اسباب بازی متناسب با سن و تواناییهای ذهنی و رشدی او باشد تا کودک با اسباب بازی ارتباط برقرار کند. برای مثال یک کودک ۶ تا ۱۸ ماهه برای اینکه بتواند دستورزی کند به اسباب بازی نیاز دارد. او باید بتواند اسباببازی را با انگشتانش بگیرد و از آنجا که دارد دندان درمیآورد دوست دارد اسباب بازی را در دهانش بگذارد. پس اسباببازی این کودک باید نرم، قابل شستوشو و نشکن باشد و نوکتیز، لبهدار و فلزی نداشته نباشد. از حدود ۱۴ ماهگی تا ۳ سالگی از آنجا که حس دیداری بچه درحال رشد است، هر چیزی برای او یک دنیای جدید است و میخواهد محیط را بشناسد؛ پس باید حتماً اسباببازیهای رنگی برای او تهیه شود. در واقع هرقدر رنگ در اسباببازیها بهکار رفته باشد، برای کودکان در این بازهٔ سنی جذابتر است. در حدود ۴ تا ۵ سالگی، والدین میتوانند کودک را با کتابهای مصور، رنگی و قابل شستوشو آشنا کنند. کودک با این کتابها که داستانهای سادهای دارند بازی میکند و شکلهای آن را میبیند.
ویژگی دوم این است که اسباببازی باید کمک کند تا کودک بتواند حرکت و تفکر کند. در واقع اسباب بازی باید هر دو فاکتور حرکت و تفکر را همزمان داشته باشد. زمانی که کودک میخواهد شروع به حرکت کند، اسباببازی باید برای این کار به او کمک کند. او باید بتواند اسباببازی را بگیرد و با آن راه برود. برای مثال قدیم بچهها را در روروئک میگذاشتند و امروزه هم مدلهای مختلف آن در بازار وجود دارد که عموماً به شکل حیوانات مختلف است. کودک این روروئکهای جدید را میگیرد، سراپا میایستد و حرکت میکند. این اسباب بازی ترمز دارد، آرام حرکت میکند و درعینحال که کودک زمین نمیخورد به تفکر میافتد که این وسیله را هدایت کند. هدایت یک وسیله برای کودک نوپا تفکر حساب میشود.
در دل این تفکر مبارزه با ناتوانی هم وجود دارد. ما معتقدیم در دوران کودکی یکی از مشکلات کودکی بحث عقده حقارت است که اگر نتوانند بر آن غلبه کنند در بزرگسالی دچار مشکل میشوند. کودک ناتوان است و از اینکه نمیتواند چیزی را انجام بدهد احساس تحقیر میکند. او برای هر چیزی نیازمند دیگران است و پدرومادر باید به او برسند. حال ما اگر وسایلی را در اختیار کودک بگذاریم که این حس تحقیر کاهش پیدا کند و او ببیند میتواند کاری را انجام بدهد، مانع رشد احساس حقارت شدهایم. در نتیجه عزتنفس کودک با بزرگتر شدن بالاتر میرود. این اسباببازیها برای کودکان زیر دو سال مناسب است. حتی بعضی از نظریهپردازها میگویند که در یک سال اول هم میتوانیم از این اسباببازیها استفاده کنیم. بااینحال از آنجا که در یک سال اول عملاً کودک نمیتواند راه برود، زمانی که شروع به خزیدن، چهاردستوپا رفتن و بلند شدن میکند، استفاده از این اسباببازیها خیلی مهم است. درضمن فرآیند بازی کودک با این اسباببازیها باید توأم با تحسین والدین شود. پدرومادر باید از اینکه میبینند کودکشان میتواند روروئک را حرکت بدهد ابراز شادمانی و او را تشویق کنند. این کار در روحیه بچهها تأثیر فوقالعادهای دارد.
ویژگی سوم این است که اسباببازیها باید انگیزه و محرک مناسبی برای کودک به ارمغان بیاورند. زمانی که کودک با اسباببازی بازی میکند، باید احساس خوبی به او دست دهد و موفقیتی کسب کند تا برای ادامهٔ بازی انگیزه پیدا کند. برای مثال میتوان لگوهای ساده که هر طرفشان به یک رنگ است برای کودک تهیه کرد و او وقتی سه قطعه از آن را کنار هم گذاشت ببیند یک رنگ تشکیل شده است. کودک از این کار احساس موفقیت میکند و در نتیجه دوست دارد بازی را دوباره تکرار کند.

ویژگی چهارم این است که اسباب بازی باید حواس پنجگانه کودک را تقویت و بین این حواس هماهنگی ایجاد کند. برای مثال وقتی کودک چیزی را میبیند، باید بین دیدن و استفاده از انگشتانش برای گرفتن آن چیز هماهنگی ایجاد شود. حال اگر یک ماشین اسباب بازی کنترلی به کودک بدهیم که وقتی دکمه آن را میزند ماشین با سرعت فراوان حرکت میکند، کودک خردسال به آن نمیرسد و احساس خوبی نخواهد گرفت. پس به کودک دوسهساله نباید ماشین کنترلی بدهیم. در این سن میتوان از ماشینهای پلاستیکی استفاده کرد که کودک بتواند پابهپای اسباببازیاش حرکت کند، آن را با دست بگیرد و نگهدارد. این کار باعث هماهنگی بین حرکات چشم و دستوپا میشود.
ویژگی پنجم این است که اسباب بازی خوب باید بتواند تصورات کودک را شکل بدهد و حس کنجکاوی او را پرورش بدهد و مهارتهای بدنیاش را تقویت کند. پرورش حس کنجکاوی یعنی اینکه اسباب بازی باید گاهی کمی پیچیدگی هم داشته باشد. برای مثال قطعات یک اسباببازی باید قابلیت جداشدن از هم داشته باشد تا کودک ببیند میتواند با کمی اندیشه دوباره آنها را روی هم وصل کند. پازلهای پنج شش تکهای برای کودک دو سه ساله مناسب است و با افزایش سن میتوان قطعهها را بیشتر کرد.
همچنین لگوهایی که به راحتی در هم چفت میشوند و تعدادشان اندک است برای کودکان دو سه ساله مناسب است. من همین موضوع را در کنفرانسی مطرح کردم. پدری گفت من این نکته را میدانم و برای کودک هفت سالهام یک پازل ۳۰۰ قطعهای خریدهام، ولی او از آن خسته شده است. به او گفتم آخر خود تو هم نمیتوانی چنین پازلی را سرهم کنی. بیشترین تعداد قطعه مناسب برای پازل یک بچه هفت ساله ۲۰ تا ۲۵ قطعه است. منظورم این است که ما گاهی هم از آن طرف بام میافتیم و زیادهروی میکنیم که اشتباه است.
ویژگی ششم این است که اسباب بازی ها باید امن و بیخطر باشند. خیلی مهم است که اسباب بازی سطح تیز و برنده نداشته باشد و فلزی، شیشهای و شکستنی نباشد. برای کودکان زیر دو سال چون کودک اسباببازی را به دهان میبرد، این وسیله باید قابلیت شستوشو و ضد عفونی کردن داشته باشد. بعضی از والدین به کودک یکی دو ساله عروسک گرانقیمت میدهند. این اسباب بازی اولاً به راحتی خراب میشود و کودک اصلاً نمیداند ارزش آن چیست. پدر و مادر هم میگوید من برای کودک یک اسباب بازی گران خریدهام، درحالیکه برای کودک در آن سن ابعاد مهم است. میتوان یک چیز بزرگ، اما ارزانقیمت برای او خرید تا بتواند به راحتی بازی کند. همچنین اسباببازیها این گروه سنی بهتر است طناب نداشته باشد تا باعث بریدن دست نشود یا قطعات آنها ریز نباشد تا کودک آنها را ببلعد. ما اینها را ویژگیهای یک اسباببازی مناسب میدانیم.
بهطورکلی ما اسباب بازی ها را به شش دسته تقسیم میکنیم.
اسباببازیهای کودکان زیر دو سال است و شامل لگوهای خیلی بزرگ دو سه تایی، جغجغه و آویز یا کرادلها (قطعاتی که روی گهواره بچه نصب میشود و با تکان خوردن کودک تکان میخورند) میشود.
اسباببازیهایی است که از آنها به عنوان اسباببازیهای جالب یاد میکنیم و هدفشان جلبتوجه کودک است تا به نوعی او را متوجه چیزی کنند. برای مثال در این اسباببازیها کودک احساس میکند که با زدن دکمه، صفحهای حرکت میکند یا چراغی روشن و خاموش میشود. در این دسته هر چیزی که توجه کودک را جلب کند مناسب است و باید اضافه کنم که این اسباببازیها کمکم وارد حیطه درمان میشوند.
اسباببازیهایی است که در کودک ایجاد تحرک میکند. طنابزدن، سرسرهبازی، نردبان، لیلی، الاکلنگ، تختههای قرقرهدار، توپ و وسایل غلتیدنی و وسایل کشیدنی مثل فرغونهای کوچک، سهچرخه و ماشینهایی که با طناب آنها را میکشند. اینها اسباببازیهای محرکاند و قدرت تحرک بچه را بالا میبرند. با این اسباببازیها بهراحتی میتوان جلوی ضعف عضلانی بچهها را گرفت. امروزه آپارتماننشینی باعث شده است که اکثر بچهها از لحاظ عضلانی ضعف داشته باشند. درواقع تغذیهٔ آنها مناسب است، اما عضلات آنها به خاطر فقر حرکتی ورزیده نیست. اگر پدر و مادر نمیتواند کودک را به پارک ببرد، چه اشکالی دارد که پارک را به خانه بیاورد؟ میتوان سرسره و الاکلنگ کوچک و قابل نصب در خانه گرفت، از دو طرف در اتاق برای کودک تاب درست کرد یا اسباببازیهای کشیدنی برای او گرفت. سوای اینها بالاخره در هر آپارتمانی هم یک پارکینگ هست. خوب است ما پدر و مادرها هم کمی همت کنیم و در پارکینگ ساختمان با بچهها توپبازی کنیم.
بچه توپبازی کردن را دوست دارد و در سلامتش هم اثرگذار است. باید بگویم امروزه مشکل ما در کشور این توهم در والدین است که ما بچه بیشفعال داریم. هر که را میبینید میگوید بچه من بیشفعال شده است. متاسفانه همکاران پزشک ما هم بلافاصله برای آرامشدن بچه دارو تجویز میکنند. ایندرحالیاست که میزان شیوع بیشفعالی در جهان و از جمله در ایران در هر ۷۰۰ هزار زایمان تنها یک مورد است. آمار کودکان بیشفعال اینقدر کم است، منتها تمام کودکان نیاز به حرکت دارند. زمانی بچهها در کوچه بازی میکردند، ولی امروزه چنین فضایی وجود ندارد. حال کودک روی مبلها میپرد و میخواهد حرکت کند، ولی والدین میگویند حرکت نکن چون همسایهها ناراحت میشوند.
از آنجا که بچه نمیتواند آرام بگیرد او را پیش پزشک میبرند که این بچه خیلی شیطنت میکند. متاسفانه پزشکان ما هم با دل والدین راه میآیند و به کودکان دارو میدهند که مشهورترین آنها ریتالین است. این بزرگترین خطایی است که الان پزشکان ما انجام میدهند و کودکان را از حرکت وامیدارند. ما در تمامی روشهای درمانی برای بیشفعالی واقعی میگوییم باید رفتاردرمانی انجام شود و نه دارودرمانی. رفتاردرمانی یعنی به بچه اجازه حرکت بدهیم تا او انرژیاش را تخلیه کند و پدرومادر هم باید با بچه همراهی کنند. بااینحال گاهی اوقات ما آنقدر بیحوصله به خانه میآییم که حتی یک راهرفتن معمولی کودک را پرسروصدا تصور میکنیم. از طرفی وقتی شیوع جهانی بیشفعالی اینقدر کم است، پس ما نباید به کودکمان چنین انگی بزنیم.
چهارمین دسته مربوط به اسباببازیهایی است که برای تقویت و هماهنگی مهارتهای دستوچشم بهکار میرود. برای مثال بچههای چهار پنج ساله باید بتوانند مهرههای بزرگ رنگی را به هم وصل کنند و نخی را از داخل آنها بگذرانند. کودک از این طریق دستورزی میکند. او باید بتواند سوراخهای یک شکل را پیدا کند و با قرار دادن قطعات مناسب در سوراخها شکلها را پر کند. او همچنین باید بتواند چیزها را پیچ کند. انواع اسباببازیهایی که پیچومهرههای پلاستیکی دارند در بازار ایران وجود دارد. میتوانیم این وسایل را برای کودک تهیه کنیم تا دو تخته را به هم پیچ کند. همچنین کودک باید بتواند قطعات مختلف یک آدم را به هم وصل کند.
دسته پنجم اسباببازیهای تشخیصی است که معمولاً برای سنین پیشدبستانی استفاده میکنیم. از این تشخیص هدفی داریم و برای مثال میخواهیم اشکال هندسی یا حجم و اندازه را به کودک یاد بدهیم. این اسباببازیها هم جنبه درمانی دارد. کودکی ممکن است مفاهیم اینچنینی را بلد نباشد و بعد به او انگ میزنند که کودک ما کندذهن است. این در حالی است که وقتی ما با همین اسباببازیهای تشخیصی شرایط کودک را بررسی میکنیم میبینیم فقط با او کار نشده است. درعینحال با این اسباببازیها میتوانیم هوش بچه را هم افزایش بدهیم.
آخرین گروه از اسباببازیها برای تقویت قدرت تکلم و بیان زبانی کودک استفاده میشوند. ما برای این کار میتوانیم از کارتهای قصهگو یا کارتهای تصویری که صوت پخش میکنند استفاده کنیم. برای اینکه کودک بتواند توصیف کند میتوانیم پازلهای مختلف را به او بدهیم تا جور کند و به ما توضیح بدهد که چهطور توانسته این کار را انجام بدهد. برای مثال انواع دومینوها در این گروه قرار میگیرد.
این دستهبندی کلی ما است، اما برای مثال ما برای افزایش خلاقیت بچه هم اسباببازیهای دیگری داریم. منظورم از خلاقیت وقتی است که احساس میکنیم کودک میتواند هنری مثل نقاشی داشته باشد. در این شرایط وقتی به بچه مدادرنگی و آبرنگ میدهیم تا نقاشی بکشد هم جزو اسباببازیها است. در نتیجه میتوانیم انواع وسایل طراحی و نقاشی را در اختیار کودک بگذاریم تا آزادانه نقاشی کند. همینطور میتوانیم انواع مکعبها را به کودک بدهیم تا با آنها حجمهای مختلف بسازد. اینها باعث افزایش خلاقیت او میشود.
در کنار این برای اینکه تصویرسازی ذهنی کودک افزایش پیدا کند هم میتوانیم از اسباببازیهایی مثل عروسک استفاده کنیم. ما خصوصاً در درمانها از این اسباببازیها استفاده میکنیم. برای مثال کودک میتواند با عروسکش بازی کند و به ما داستان بگوید. همان کاری که قدیمها میگفتیم «خالهبازی» کردن. خالهبازی یکی از بهترین روشها است برای اینکه هم قدرت تخیل کودک را بالا ببریم و هم بفهمیم که او چه مشکلی دارد.
کودک مثل ضبط صوتی است که میتواند اتفاقهای روزمره را در دل بازیها بگوید. وقتی او دارد خاله بازی میکند و بعد از زبان عروسک پدر دادوفریاد میکند، میفهمیم که او از پدر رنجیده است. در شرایطی که روابط پدرومادر مشکل دارد، میبینیم او خودش را در قالب عروسک کوچکی قرار داده است که زیر میز قایم شده است. خالهبازی برای ما نشاندهنده تمامی اتفاقها یک خانواده و تاثیرات روانی آن بر کودک است.
علاوه بر نظریههای دانشمندان در مورد بازی که پیشازاین به آن اشاره کردم، دانشمندانی مثل لوئی و سولومون هم هستند که بر بحث بازیدرمانی متمرکز شدهاند. اینها اصلاً بازیدرمانی را ابداع کردهاند. نوعی از بازیدرمانی را دانشمندی به نام مورنو ابداع کرد که اسم آن نمایشدرمانی بود. او میگفت برای کمک به بچهها نمایش اجرا کنید و برای مثال با اجرای یک نمایش عروسکی یک مورد اخلاقی را به کودک یاد بدهید.البته ریشه بازیدرمانی خیلی قدیمیتر از مواردی است که گفتم و شاید به صد سال پیش برگردد. در آن دوران برای درمان ترسها در کودکان از روشهای بازی استفاده کردند. بهعنوان مثال اگر بچهای از موش میترسید، شاید با استفاده از اسباببازیهای پلاستیکی شبیه موش در فاصله خیلی دوری از کودک و نزدیککردن تدریجی آن این ترس از بین برود. در این روش کودک را به مرور به این اسباببازیهای موشیشکل نزدیک میکنیم و وقتی او با آنها انس گرفت میتوانیم یک موش واقعی را هم از دور به او نشان بدهیم. اینها روشهای شرطیزدایی یا حساسیتزدایی در درمان کودکان است.
البته در درمانها خود درمانگر هم باید با کودک بازی کند. درواقع بازیدرمانی فقط این نیست که کودک را با یکسری اسباببازی سرگرم کنیم، بلکه یک شاخه از رشته روانشناسی بازیدرمانی است که در آن بازیدرمانگر تربیت میشود که چهجور اسباببازیای را به بچه بدهد و چه نوع بازیای را برای او طراحی کند. قطعاً بازی یک کودک پرخاشگر با یک بچهٔ خجالتی متفاوت است. در پرخاشگری شاید باید از کاراکترها و نمایشهایی استفاده کنیم که کودک متوجه عواقب پرخاشگری باشد. بالعکس برای کودکی که خجالتی است شاید درمانگر باید با بچه آنقدر بازی کند و او را وارد بازیهای گروهی کند تا خجالتش بریزد.
در کنار این مسائل بحث هیجانات در بازیدرمانی اهمیت دارد. بازیها و استفاده از اسباببازیها باید در بچه هیجان مثبت ایجاد کند و نه هیجاناتی چون ترس و دلهره. برای مثال ما بچههای کوچک را بیدفاع میگذاریم تا بازیهای کامپیوتری انجام بدهند. البته تا حدودی هیجانات مثبت این بازیها خوب است، اما اکثرشان ایجاد ترس میکنند. برای مثال این بازیهایی که با استفاده از واقعیت مجازی و دوربینهای سهبعدی فرد ناگهان از بالای یک بلندی سقوط میکند هیجانات منفی میسازند. بنابراین ما نباید اجازه بدهیم که کودکمان تا حدود ۱۲ یا ۱۳ سالگی از بازیهای کامپیوتری استفاده کنند. همینطور است بازیهایی که بچهها در آن احساس باخت میکنند.
بچهها در این بازیها هیجان دارند، اما احساس باخت به آنها دست میدهد. همینطور نباید کودکان تا سن نوجوانی در بازی با بزرگترها ببازند. برای مثال یک موردی که من در کلینیک با آن مواجه شدم این بود که پدری میگفت من هرگاه با بچههایم بازی میکنم در آخر کار به دعوا میکشد و آنها به گریه میافتند. یکی از کودکان او دختری ۹ ساله و دیگری پسری ۱۴ ساله بود. وقتی از آنها پرسیدم چرا، هر دو گفتند در تمام بازیها بابا برنده میشود و همیشه بازیهایی را انتخاب میکند که خودش بلد است. خب این کلاهگذاشتن سر بچه است. من به عنوان بزرگتر باید آن بازیای را انتخاب کنم که بچه میخواهد. من باید تابع قوانین بازی بچه باشم نه اینکه او تابع قوانین من شود.
حال اگر بخواهیم بازیهایی مثل شطرنج را به کودک یاد بدهیم هم نباید با او مثل یک شطرنجباز حرفهای بازی کنیم. ما باید کاری کنیم که همیشه بچه ببرد تا حس اعتمادبهنفس و موفقیت او که بهخصوص در نوجوانی مهم است شکوفا شود. پس ما باید متوجه این موارد ظریف هم باشیم و اینها در بازیدرمانی هم مطرح است. اصلاً بسیاری از روشهای تربیتی به کودکان در قالب بازی ارائه میشود، نه اینکه نصیحت کنیم. بچهها از نصیحتشنیدن بیزارند و تا پدرومادر بخواهد حرف بزند میگویند بس است دیگر خسته شدیم. دلیلش این است که کودک به دنبال هیجان و بازی است.
آنا فروید عقیده دارد که بازی مهمترین کار یک بچه است و از دید او دوران بچگی تا ۱۸ سالگی ادامه دارد. او میگوید تا ۱۸ سالگی بازی مهمترین کاری است که کودک برای آن برنامه میریزد، انرژی صرف میکند و این فقط سرگرمی نیست، بلکه او دارد کار انجام میدهد. زمانی که کودک دارد همچین کاری انجام میدهد ما هم باید به آن احترام بگذاریم و هم هرچه در ذهن داریم از طریق همان ابزار کارش به او ارائه بدهیم.
پس من والد باید بازیهای متنوعی یاد بگیرم، به کودک آموزش بدهم و هر مورد اخلاقی را در دل آن بگذارم. فرض کنیم کودکی از تاریکی میترسد. ما میتوانیم چراغها را خاموش کنیم، نور شمع به اتاق بدهیم و یک نمایش سایهای برای بچه اجرا کنیم. کودک میبیند که در نور شمع سایهها حرکت میکنند و ترسش از حرکت سایهها در تاریکی بیدلیل است. در همهٔ این مراحل هم جلب همکاری کودک و با حوصله پیش رفتن بسیار مهم است. اصلاً ما در برخورد با کودک عجله نداریم. والدین ما اشتباه میکنند و اسباببازی را میخرند و جلوی بچه میگذارند تا بازی کند.
این در حالی است که ما باید بنشینیم و با کودک بازی کنیم. او به دنبال همبازی میگردد. در خانوادههای الان هم که تعداد فرزندان کم است یا تکفرزند هستند، پدرومادر وظیفه دارند نقش اسباببازی را برای بچه بازی کنند. این یعنی خیلی از اوقات پدرومادر وسیلهٔ بازی بچه است، پس باید مراقب باشد وسیلهٔ مناسبی برای کودکش باشد تا بچه از او الگوی مثبتی بگیرد. حال در سنین نوجوانی میتوان بازیهایی طراحی کرد که در دل آن آموزشهای خاصی هم انجام شود.
احتمالا می دانید که برای بچه ها نشان دادن و لذت بردن از حس خلاقانه تا چه اندازه اهمیت دارد. ولی حتی اگر آنها ایده پردازان خوبی باشند، نیاز به تعلیم و راهنمایی دراین مسیر خواهند داشت. اگر می خواهید مشوق فرزندانتان باشید و حس خلاقیت آنها را برانگیزید، این موارد را درنظر داشته باشید
مربی و راهنمای بچه خود باشید. کار کردن در کنار والدین برای بچه ها بیشتر از اینکه فقط از سوی آنها راهنمایی دریافت کند، الهام بخش تر است. دراین صورت آنها می بینند که شما واقعا در موفقیت آنها شریک بوده اید و شما را به عنوان دوست خود می بینند. شاید هم چیز جدیدی یاد بگیرند. پس اگر دفعه آینده در کاری از شما کمک خواستند، به جای اینکه بگویید چه طور قطعات را تکان دهند، خودتان وارد عمل شوید و به آنها کمک کنید.
کار کردن با دست خیلی اهمیت دارد. این چیزی اولیه در تمایل بشر برای ساختن و بوجود آوردن است. کامپیوتر و تلفن های هوشمند را کنار بگذارید و چند ابزار در دست بگیرید. حتی اگر فقط یک چکش، سوزن و چوب در دسترس باشد، چیزی با فرزند خود بسازید. دراین صورت حتی فرزندتان را به برقراری ارتباط و قدردانی نسبت به سبک زندگی نسل های قبلی پیش از بازی های کامپیوتری و اینترنت کمک می کنید.
ممکن است کمک بیشتر کردن به بچه برای کمک به او در موفقیتش وسوسه کننده باشد ولی ادامه این کار می تواند این پیام را القا کند که او به تنهایی قادر به انجام این کار نیست. پس به فرزندتان مسوولیت بدهید و از او بیشتر انتظار داشته باشید. اینکه به بچه ها نقش مهمی بدهید و آن ها قادر به انجام چه کارهایی هستند ، شگفت انگیز است
کارشناسان به اهمیت ایجاد محیطی با مواد اولیه برای ترغیب خلاقیت های آنها تاکید دارند. چیزهایی همچون خاک رس، کاغذ کادو و چوب بستنی را دم دست نگه دارید. به جای روشن کردن تلویزیون برای بچه های جوان، اسباب بازی هایی که قدرت بازی تخیلی آنها را ترغیب کنند، بخرید. این کار علاوه بر تشویق حس خلاقانه، فرصتی برای برعهده گرفتن نقش جدید و تجربه کردن کار تیمی به آنها می دهد. کارشناسان به اهمیت ایجاد محیطی با مواد اولیه برای ترغیب خلاقیت های آنها تاکید دارند.
در حالیکه کمک والدین خیلی مهم است، اینکه بچه ها فرصت یادگیری با بقیه را هم در همان سطح داشته باشند، اهمیت دارد. پروژه هایی پیدا کنید که بچه ها بتوانند در آنها چیزهایی درکنار دیگر بچه ها یاد گیرند. یاد گیری نظیر به نظیر راهی به شدت انگیزه بخش و هیجان انگیز برای یادگیری است که یادگیری را به شدت تقویت می کند. دنبال فعالیت هایی باشید که بچه ها بتوانند با هم چیزی درست کنند.
با اینکه درنظر گرفتن یک جایزه برای اتمام کار وسوسه انگیز است، مهم این است که بچه ها را از طریق این پروسه برای برانگیختن حس خلاقیت و توانایی های آنها تشویق کنید. وقتی بچه ای خودش بفهمد که در زمینه ای استعداد و توانایی و دانش لازم برای درک و فهمیدن را دارد، انگیزه اش برای هرکاری بیشتر از وقتی است که به کمک های خارجی اتکا می کند.
یادگیری در مورد فرهنگ های مختلف و سبک زندگی می تواند ذهن بچه شما را با گشودن چشم هایش به راههای دیگر انجام دادن امور باز کند. بچه هایتان را به مکان های ناشناس ببرید تا فرهنگ های مختلف بیاموزند. یا هراز گاهی غذای ملیت های دیگر را امتحان و درمورد آن تحقیق کنید. به بچه خود کمک کنید تا دنیای خودش را از زاویه دیگری ببیند.
اصرار نکنید که فرزند شما به یک شکل خاص درس بخواند و چیزی درست کند. به خصوص اگر راههای قابل تغییر دیگری برای او هستند. به فرزندتان کمک کنید تا موثرترین راه پردازش اطلاعات را بفهمد. با تشویق او برای یافتن راههای بهتر یادگیری، به ویژگی های خاص فرزند خود پی می برید.
به بچه های بزرگ تر و نوجوانان اجازه دهید تا شخصی که می خواهند در پنج سال بعدی زندگی خود باشند را در ذهن تصور کنند و از آنها سوالاتی نظیر اینکه چه شغلی در آینده می خواهند داشته باشند، بپرسید. این سکوی خوبی برای حرف زدن در مورد نحوه رسیدن به اهداف تعیین و مراحل پیش از آن است.
فرهنگ عامیانه در خیلی از مدارس تعبیر کوته فکرانه ای از آنچه” جالب” می دانیم ترویج می دهد ولی بچه ها شما لزوما نباید آن را یاد گیرد. به بچه خود بیاموزید که جالب و باحال آن چیزی است که او انجام می دهند. مهم نیست که علاقه اش به فوتبال، تئاتر، نوشتن یا شطرنج است. به او بگویید اگر سخت کار کند و به کاری که انجام می دهد، علاقه داشته و متعهد باشد، آن فعالیت جالبی است.
شاید در نگاه کلی فقط بازی به نظر برسند، اما بازی کردن، یکی از راهکارهای مهم تربیت جسم، روان و ارتباط با اجتماع است. با بزرگ تر شدن بچه ها، بازی ها شکل بیرونی و مشارکتی به خود می گیرد. البته این قانونی نبوده و در کودکان مختلف و در سنین مختلف الگوهای خودش را دارد.
وقتی با فرزند بزرگتر یا کوچکتر خودتان بازی می کنید، فرزند دیگر ایستاده و شما را تماشا می کند. گاهی با وجود اینکه می خواهید او را وارد بازی کنید، قبول نمی کند. این نوع نظاره گر بودن، تمرکز، بازی سازی در ذهن و همراهی اما در سکوت و بدون تحرک را به همراه دارد.
گاهی بچه ها دوست دارند به تنهایی بازی کرده و شریکی برای بازی شان نداشته باشند. در این شرایط باید آنها را آزاد گذاشت تا خلوتی برای خودشان داشته باشند.
در سن زیر یک سال، بعضی بازی های کودکانه بدون هدف و فقط به شکل جسته و گریخته است، چهاردست و پا رفتن به جهت های مختلف، برداشتن اشیاء بدون هدف مشخص، نگاه کردن به اشیاء و… از این نوع بازی هاست. والدین باید کودک را در این مسیر فقط همراهی کنند.
اگر شما و فرزندتان، فرزندتان و خواهر یا برادرش، فرزندتان و همسالانش وارد بازی ای شوید که کاری را پا به پای هم انجام داده و به هدف برسانید، بازی همپا یا هماهنگ انجام داده اید. این نوع بازی ها کلید ورود و برقراری ارتباط درست با اجتماع است
وقتی همراه فرزندتان به پارک می روید، ممکن است با همسالان و یا حتی شما وارد بازی شود، اما این بازی ممکن است بخشی شخصی و بخشی ارتباطی باشد. به این ترتیب در این بازی ها به دنبال فرزندتان با شما یا همسالانش نباشید. به این دلیل که این نوع بازی ها در اثر معاشرت موقت اتفاق می افتد. بازی های رقابتی، عملکردی کودک را ساخته و تقویت می کنند بازی های مشارکتی بازی های مشارکتی معمولا هدفمند هستند و کودکان با هدفی خاص وارد بازی می شوند. این بازی می تواند با همسالان، خواهر یا برادر و والدین انجام شود. برای مثال یکی از اهداف آنها می تواند برنده شدن در بازی و ارضای حس برتری طلبی باشد.
نقاشی، خط، موسیقی، نوشتن و… به طور کلی فعالیت های هنری در این گروه قرار دارند. کودک می تواند این بازی- هنرها را به تنهایی، همراه همسالان یا والدین انجام دهد. بازی های فیزیکی طبیعی است که اولین اثر آن بالا بردن توان جسمی کودک و تناسب اندام اوست. همراه با آن، سلامت روان کودک نیز سلامت و ساختار سالم خود را پیدا خواهدکرد. این بازی- ورزش ها نیز در منزل و بیرون از آن امکان پذیر است.
ساختن یک سازه با لگو، چوب، قطعات فلزی و…؛ درست کردن یک وسیله بازی طبق طرح؛ خلاقیت در طراحی یک بازی و… همگی از بازی های ساختاری هستند. این بازی ها که به راحتی در منزل قابل انجام است، از بازی های مهم برای تقویت خلاقیت کودک هستند.
هر نوع بازی که بتواند رویاپردازی، خلاقیت در داستان سرایی، تصویرسازی ذهنی و مهارت حل مساله را در کودک تقویت کند، در این گروه جای می گیرد. اجرای تئاتر عروسکی در منزل، قصه پردازی از طریق نوشتن، قصه گویی برای والدین و… باعث تقویت این مهارت کودک می شوند.
این بازی های مهارت فکری- عملکردی کودک را ساخته و تقویت می کنند. در این بازی ها کودک باید مشارکت، رقابت سالم، احترام به قوانین و… را یاد بگیرد. بسیاری از بازی های فکری ای که در منزل قابل انجام بوده، دارای این ویژگی هستند. ورزش های گروهی نیز در این گروه تقسیم بندی می شوند. نقش والدین در هدایت کودک برای انتخاب و انجام بازی بسیار مهم است
نقش کلیدی والدین در بازی نقش والدین در هدایت کودک برای انتخاب و انجام بازی بسیار مهم است.
نمی توان بچه ها را از دنیای اینترنت و تلفن همراه و تبلت و… دور نگه داشت. به این دلیل که اولا باعث کنجکاو شدن و گرایش بیشتر به این منابع می شود. دوما، در صورتی که همسالان فرزندتان با برنامه ریزی و نظارت درست در این زمینه کسب مهارت کنند، فرزند شما از این نظر دچار نقص خواهدشد. علاوه بر اینکه در حال حاضر دیجیتالی شدن بسیاری از نیازهای روزمره زندگی، ضرورت فراگیری مهارت های دیجیتالی را گوشزد می کند. ببینیم نکته های مثبت و منفی در زمینه بازی ها و ارتباط با دنیای دیجیتال در کودکان و نوجوانان چیست؟
. • بهترین شیوه برای کاهش وزن و سوختن کالری های اضافی تجمع یافته در کودکان، تحرک بدنی در هوای آزاد و درواقع انجام ورزش های هوازی است. این تاثیر 6 برابر دویدن روی تردمیل به مدت 3 ساعت است.
. • ارتباط بیشتر با محیط زیست زمانی اتفاق می افتد که کودک زمان کمتری را پای کامپیوتر، تلفن همراه و بازی های دیجیتال بگذراند.
و حالا ما اینجا ایستاده ایم تا بهترین ها را برای شما رقم بزنیم
هدف شرکت آشیانه ققنوس ایرانیان، آموزش در زمینه هوافضا با صرف کمترین زمان و هزینه اما با بیشترین بازدهی برای کودکان علاقه مند در این زمینه می باشد.محصولات آموزشی ما کاملا خود آموز بوده و همینطور ویژگی پک های آموزشی ما شامل :
– مناسب برای هردوره سنی
– تقویت قوای فکر
– متناسب با سن و توانایی های ذهنی کودک
– نرم و بی خطر
– ایجاد انگیزه و محرک مناسب
– تقویت حواس پنج گانه
– تقویت حس کنجکاوی
– تقویت قدرت تکلم و بیان زبانی کودک
-کمک به پردازش اطلاعات برای یادگیری بهتر کودک شما
– کمک به تصور آنها در آینده و دنبال کردن علایق
– انتخاب رنگ های مناسب با روحیات کودک زیر نظر روانشناس
یکی از راهکار های مهم برای تربیت جسم و روان و ارتباط با اجتماع کودکمان ،بازی کردن است.
ما میتوانیم با بازی های آموزشی رئی تربیت فرزندانمان تاثیر گذار باشیم
یکی دیگر از دلایل مهم در سلامت فرزند،بازی های هدفمند است.بازی های هدفمندی که گاه کودک بتواند به تنهایی بازی کرده و گاه با همسالان خود وارد بازی شود.
زیرا در بازی های مشارکتی معمولا بازی هدفمند بوده و می تواند با ایجاد رقابت مثبت در کودک حس خلاقیت و بالا بردن توانایی جسمی کودک همراه با سلامت روان و ساختار سالم خود را پیدا کند
که این نوع بازی و سرگرمی هم داخل و هم در خارج خانه قابل اجرا می باشد
زیرا پک های ما شامل فعالیت های هنری(نقاشی،شعرو…) و بازی های ساختاری و رقابتی نیز می باشد.
اما در این میان والدین هم نقش کلیدی برای انجام و ساخت بازی ها دارند.
میزان مصرف انرژی به ویژه مصرف برق یکی از مقیاس های رشد و توسعه هر کشوری است خطوط توزیع برق همچون زنجیری نیروگاه های برق را از طریق مراکز و پستهای انتقال برق و تامین حداقل افزونگی ممکن برای ساختار شبکه و نقاط مصرف وصل می کند.
با توجه به مسافت زیادی که بین مراکز اصلی و مصرف کنندگان می تواند وجود داشته باشد امتداد خطوط توزیع با در نظر گرفتن مقادیر مختلفی از ایستگاههای فرعی صورت میگیرد تا سال ۱۳۹۴ طول شبکه توزیع برق در گیلان به ۱۱ هزار کیلومتر رسیده است که این مقدار چیزی حدود ۲۸۰۰ کیلومتر را خطوط فوق توزیع و ۸ هزار کیلومتر دیگر را خطوط فشار متوسط تشکیل میدهد خطوط فشار قوی انتقال برق به عنوان یک مرحله میانی بین تولید توزیع و فروش برق نقش مهمی در عملکرد کلی شبکه برقی دارد و هرگونه خرابی در این مرحله هزینه های ضمنی فراوانی را به سه مرحله اصلی تولید انتقال و توزیع متحمل می کند روش های تعمیر و نگهداری که سازمانهای مسئول در حال به کارگیری هستند تا عملکرد مرحله انتقال برق را کنترل و نظارت نمایند شامل چهار روش است که عبارت هستند از :
در این روش تیمی دو نفره فاصله بین یک دکل برق تا دکل بعدی را قدم می زنند و عمل بازرسی را انجام میدهند بازرسی بصری با کمک دوربین های دوچشمی و گهگاه با دوربینهای تشخیص هاله و مادون قرمز انجام می شود.
چنین روشی فقط برای آن دسته از خطوط انتقال برق می تواند دقیق باشد که دارای دید خوبی از سطح زمین باشند این روش که همراه با عبور از میان جاده ها می باشد روش آسانی در سطح کشوری محسوب نمیشود چرا که کند ، یکنواخت، خسته کننده و ذهنی است و در مواردی هم ممکن است نقص های بزرگ نادیده گرفته شوند.
2) روش وسایل نقلیه با سرنشین:
در این روش از وسایل نقلیه هوایی با بال ثابت یا چرخان و یک تیم سه نفره متشکل از خلبان، بازرس و ثبت کننده استفاده می شود اثر بخشی این روش در تعیین و تشخیص خسارات و خرابی ها معمولاً پایین است.
اما در هنگام بازرسی های سریع و دسترس پذیری در مکانهای صعب العبور و خطرناک سرعت از مزایای غیر قابل انکار آن محسوب میشود که این روش روش خطرناکی برای نیروی انسانی محسوب می شود.
3) روش ربات های صعود کننده
یک روش دیگر در بازرسی خطوط انتقال برق به کارگیری از یک ربات صعود کننده است.
این ربات متحرک میتواند در طول سیم های حامل جریان برق حرکت و موانع مختلف را کنترل نماید مزیت اصلی این روش میزان بالای دقت بررسی به دلیل نزدیکی به خطوط انتقال برق است.
اما از سوی دیگر توسعه و تولید یک ربات برای کنترل و برطرف سازی موانع و خرابی ها به دلیل پیچیدگی های آن یک مشکل اساسی محسوب می شود علاوه بر این به سبب به میدان مغناطیسی ایجاد شده در خطوط انتقال برق تمامی سخت افزارهای الکترونیکی و حسگرهای ربات باید محافظت شوند.
4) روش وسایل نقلیه بدون سرنشین
سیستم های خودکار هوایی بیانگر یک روش جایگزین برای سیستم های دارای خلبان است هم به منظور کاهش ریسک برای نیروی انسانی و هم کاهش هزینهها که طیف گستردهای از فعالیتهای مرتبط به نظارت خطوط انتقال و انواع دیگر زیرساخت های استراتژیک را در بر می گیرد به کارگیری سیستم های خودکار هوایی برای ثبت و پیمایش مشاهدات نشان از علاقه چشمگیر سازمانها و شرکتها در استفاده از این روش است بازرسی در این روش شباهت بسیاری با بازرسی توسط هلیکوپتر های خودکار دارد.
مشکلاتی از قبیل ثبات و تعادل دوربین ردیابی دکل های برق و تشخیص خودکار خرابی در هر دو روش مشترک است البته در مطالعات و ارزیابی های انجام شده حاکی از آن است که به کارگیری از یک وسیله نقلیه بدون سرنشین نسبت به روش بازدید میدانی نیروی انسانی از سرعت بالاتری برخوردار بوده و دقیقتر از هلیکوپترهای پرهزینه عمل خواهند کرد.
سیستم های بیان شده از عملکرد خوبی برخوردار هستند اما با این حال طراحی و ساخت یک ربات پرنده بدون سرنشین برای انجام بازرسی خطوط انتقال برق چالشی سودمند به حساب می آید.
هدف اصلی ما بررسی و تشریح طراحی و ساخت یک سیستم هوایی بدون سرنشین با استفاده از ماشین های هوایی بدون سرنشین به منظور نظارت و بازرسی خطوط انتقال و توزیع برق است این نوع پرنده باید توانایی حمل بار مفید برای یک بازرسی کیفی و همچنین امکان توسعه جهت انجام یک بازرسی کمی را داشته باشد. همچنین الگوریتم های پردازش تصویر طراحی و توسعه داده شده برای این سامانه باید توانایی شناسایی و تحلیل خطوط برق را داشته باشند.
این امر برای عملیات نظارت و بازرسی امری مهم و ضروری محسوب می شود.فرآیند تحلیل و پردازش تصاویر به منظور گزارش هر گونه اختلال و صدور فرامین ناوبری باید به صورت بلادرنگ و از طریق ایستگاه کنترل زمینی صادر گردد.
میزان بار مفید برای یک پهپاد شامل یک دوربین مادون قرمز حرارتی و یک دوربین رنگی است ترکیب عکسهای این دو دوربین به تشخیص نقاط داغ و دیگر خرابی ها کمک خواهد کرد.
از سوی دیگر به کمک تحلیل داده های پروازی مانند مسیر طی شده به وسیله پهپاد و همچنین مختصات جغرافیایی خطوط برق شناسایی شده می توان موقعیت جغرافیایی این خطوط ذخیره کرد این خروجی به منظور شناسایی موقعیت داراییهای یک سازمان به وسیله جی آی اس بسیار مفید و کاربردی خواهد بود.
این سیستم شامل بخش های زیر می باشد:
سیستم به صورت یک سیستم هوایی بدون سرنشین کامل جهت بازرسی و نظارت خطوط انتقال برق طراحی می شود.
خطوط هوایی شامل تو سیستم زیادی است:
سیستم کنترل پرواز و وظیفه مدیریت ترکیب سیگنال و تعدیل دستورالعمل های کنترل پرواز به یک پرواز ایمن و متداوم را برعهده دارد علاوه بر این سیستم دارای یک سامانه ارتباطی با فرکانس رادیویی می باشد
بار مفید هم متشکل از یک فرستنده های تصویری شامل دو دوربین مادون قرمز حرارتی و رنگی و سایر آسانسورهای مورد نیاز است.
پهپادها در رده پرنده هایی با بال چرخان دستهبندی میشود که صعود و فرود آن عمودی شکل است این وسیله شامل یک ریزپردازنده، یک واحد سنجش خودکار ، یک سیستم موقعیت یاب جهانی، یک ارتفاع سنج و یک سیستم ارتباطی است.
کنترل کننده پرواز پهپاد باید توانایی پرواز در سه حالت : پرواز دستی سیستم ، موقعیت یاب جهانی مکان ثابت و رهیابی با سیستم موقعیت یاب جهانی را بر اساس نوع بازرسی داشته باشد
این سه حالت به صورت زیر قابل تعریف هستند:
پهپاد به به وسیله یک کاربر هدایت می شود این حالت از پرواز زمانی استفاده میشود که کاربر دید مستقیمی نسبت به محیط پروازی داشته باشد.
در این حالت کاربر هنگامی که در حال پرواز بشیوه دستی است تلاش میکند تا موقعیت و وضعیت فعلی را حفظ کند.
در اینحالت پهپاد از طریق مختصات پروازی تعریف شده در GCSبه صورت خودکار پرواز می کند.
نظارت و کنترل پهپاد در طول پرواز اصلی ترین چالش پیش رو در تولید چنین سامانهای است. GCS در واقع یک رابط
گرافیکی کاربری است که به اپراتور اجازه میدهد تا با کنترل تغییر پارامترهای پروازی عملیات نظارت و بازرسی خود برق را انجام دهد
نرم افزار GCS وظیفه دریافت کنترل های ورودی از کاربر و ارسال دادهها به پهپاد را دارد این نرم افزار باید وضعیت برخط پهپاد و اطلاعات دریافتی از سنسورهای آن را به کاربر نمایش دهد
به عبارت دیگر GCS و وظیفه مدیریت برنامه ها و وظایف پرواز کنترل دستی پهپاد و نمایش وضعیت دستگاههای آن را دارد.
کامپیوتر ایستگاه زمینی پیام ها را از مودم رادیویی تعبیه شده در وسیله هوایی که مجهز به سیستم موقعیت یاب جهانی، ارتفاع سنج و اطلاعات پرواز است دریافت می کند به علاوهGCS دارای یک رابط کاربر پسند برای تنظیم ماموریت در یک مسیر پروازی است.
سیستم بصری متشکل از یک دوربین مادون قرمز حرارتی و یک دوربین رنگی است این سیستم تصاویر را از طریق یک فرستنده ویدیویی به GCS ارسال میکند.
اولین قدم جهت بازرسی خطوط برق شناسایی خطوط از تصاویر پس زمینه است.تبدیل هاف ابزاری سودمند جهت شناسایی خطوط مستقیم در تصاویر است از این رو به منظور شناسایی خودکار خطوط برق می توان از این تبدیل استفاده نمود. چالش دیگری که در سیستم بصری وجود دارد شناسایی نقاط داغ و آسیب پذیر است فرآیند شناسایی نقاط داغ پس از حذف پس زمینه تصاویر آغاز میشود این بازرسی به منظور بررسی دمای نسبی اتصالات صورت میگیرد افزایش مقاومت الکتریکی در نقاط اتصال با دمای آنها نسبت مستقیم دارد به همین دلیل تشخیص اختلاف دما در سه نقطه اتصال برای شناسایی خرابی کافی خواهد بود
از آنجایی که ربات های پرنده بسیار سریع پرواز می کنند و از سوی دیگر عملیات بازرسی خطوط برق بر اساس این نوع از روبات ها امری وقتگیر محسوب میشود وجود الگوریتمی برای ردیابی خودکار خطوط بسیار ضروری است.
با استفاده از سیستم مختصات جغرافیایی و دادههای به دست آمده از جی پی اس میتوان سرعت محاسبات تعیین فواصل و فضای سه بعدی میان تیرک های برق را افزایش داد
در صورت استفاده از الگوریتم برای ردیابی خودکار خطوط برق و همچنین هم از آنجایی که مسیر پروازی پهپاد موازی با خطوط خواهد بود زاویه سکوی دوربین پهپاد در اکثر مواقع با با تغییرات چشمگیری مواجه نخواهد بود. با توجه به این شرایط پهپاد میتواند با سرعت بالایی عملیات بازرسی خطوط را انجام دهد
اما در این شرایط سرعت پهپاد نباید به اندازه ای زیاد باشد که کیفیت تصاویر تهیه شده به وسیله دوربین های موجود کاهش یابد.
حالت پروازی پهپاد با توجه به ماموریت بازرسی می تواند در یکی از انواع زیر روی دهد:
سیستم اطلاعات جغرافیایی یا GIS سامانه ای برای مدیریت و تحلیل و تجزیه اطلاعات مکانی بوده که قابلیت جمع آوری ذخیره تجزیه و تحلیل و نمایش اطلاعات جغرافیایی را دارد.
GIS در صنعت برق عبارت است از موقعیت اهداف بر حسب مختصات جغرافیایی یا طول و عرض که به صورت اطلاعاتی کاربردی در سامانه های نرم افزاری ذخیره و تجزیه و تحلیل می شوند
اصلیترین مزیتی که استفاده از این سامانه در صنعت برق فراهم می کند فرصت یگانهای است برای دستیابی سریع به داده های فنی مکان محور موضوعات مورد نظر است.
کاربرد های GISدر شبکه توزیع برق و نقش آن در افزایش ایمنی و کاهش حوادث را شرح میدهد.
در روش های سنتی جمع آوری داده های مورد نیاز سامانه GISاز طریق بازدیده های میدانی صورت میپذیرد.
این در حالی است که در صورت استفاده از پرنده های بدون سرنشین با کاهش زمان و هزینه عملیات، بازدهی بیشتری را بدست خواهیم آورد
در عملیات نظارت و بازرسی خودکار خطوط برق بوسیله پرنده های بدون سرنشین،از طریق تحلیل مسیر پروازی پهپاد ، می توان به موقعیت مکانی تجهیزات مورد نظر دست یافت.
این امر با در نظر گرفتن ویژگی شناسایی خودکار خطوط برق بوسیله پهپاد و پرواز مستقیم بر روی آن ،کارآیی و دقت این روش را آشکار می سازد.
بازرسی صنایع به روش های متداول سنتی موجود مشکلات فراوانی را در بررسی و پایش نقاط مرتفع، دور از دسترس و خطرناک ایجاد می نماید. با پیشرفت تکنولوژی پهپاد های عمود پرواز و افزایش مداومت پروازی آن ها و همچنین برخورداری از قابلیت پرواز پایدار و ایستا در یک منطقه به خصوص، امکان انجام امور بازرسی تخصصی در نقاط مرتفع، دور از دسترس و خطرناک به وجود آمد که در مقایسه با روش های مرسوم در مدت زمان و هزینه پایین تر و با ایمنی بالاتر صورت می پذیرد. در حال حاضر در بسیاری از صنایع تخصصی و مادر ایران با توجه به ساختار سنتی و فاصله تکنولوژی های موجود با فناوری روز دنیا، نیازمند انجام بازرسیهای دوره ای منظم از تجهیزات و ادوات می باشند. ارائه خدمات بازرسی با استفاده از پهپادهای عمود پرواز می تواند کمک شایانی در بازرسی های دوره ای منظم از تجهیزات و ادواتی که دسترسی به آن ها آسان نمی باشد و یا در نقاط مرتفع و خطرناک قرار گرفته اند، بنماید. گستره زیاد انواع بازرسی های هوایی و مکان های مختلفی که نیاز به این خدمات دارند بسیار فراوان می باشد که میتوان آن ها را به صورت زیر دسته بندی نمود:
هرکدام از دسته بندی های ذکر شده روش و بازرسی های خاص خود را دارند. وباید بازرسی با استاندارد های تعیین شده ی هر بخش انجام شود اما به طور کلی بازرسی برق در کلیه دسته بندی های بالا مزیت های فراوانی دارند که به شرح زیر می باشند:
بازرسی نقاط مرتفع و صعب العبور
در صنایع مختلف نقاط مرتفع و صعب العبور زیادی وجود دارند که با پهپادهای عمود پرواز میتوانند از بیرون و در محیطی امن و دور از خطر فرآیند بازرسی و پایش را انجام داده و اطلاعات مورد نیاز را جهت انجام تحلیل های فنی در اختیار کارشناسان و مختصصان مربوطه قرار دهند.
در برخی از موارد نیز در صورت امکان، توانایی بازرسی فنی در نقاط صعب العبور و خطرناک وجود دارد.
پا گذاشتن این پرنده ها به این نقاط،کار را برای نیروی انسانی بسیار آسان نموده و امنیت جانی بیشتری را تامین می کند.
بازرسی صنایع آب و برق
اهمیت تامین و توزیع آب و برق با کیفیت مطلوب یکی از حیاتی ترین نیازهای جامعه است. به منظور دستیابی بازرسی و پایش مداوم انواع تجهیزات و ادوات به کار رفته مورد نیاز می باشد.
انواع تجهیزات هیدرومکانیکال و الکتریکال سدها،سازها و فوندانسیون ها،لوله و اتصالات،تجهیزات زیربنایی تولید برق،تجهیزات شبکه های انتقال و توزیع آب و نیرو و … از این قبیل بوده که امکان بازرسی اینگونه تجهیزات با استفاده از پهپاد های عمود پرواز موجب تسریع امور و کاهش هزینه های نگهداری می گردد.
مزایای اصلی:
بهبود شرایط کار از لحاظ در بهداشت و ایمنی
کاهش یا حذف کار کردن در ارتفاع
به حداقل رساندن قرار گرفتن در نزدیکی مدارهای الکتریکی
کاهش نیاز به بازدید حضوری
زمان بازرسی سریعتر در مقایسه با روش های سنتی
هزینه راه اندازی کمتر در مقایسه با روش های سنتی
بازرسی آنلاین بدون نیاز به قطع سیستم و پروسس
اطمینان از تشخیص منابع با انجام فرآیند پیش بازرسی
بازرسی های تخصصی و ارائه گزارشات تفضیلی به نهادها و سازمان های ذی صلاح
طبقه بندی تمامی بازرسی ها و شواهد جهت بررسی و تحلیل و آنالیز متخصصان
این شاخه خود نیز جزئی از بازرسی صنایع آب و برق قرار میگیرد.به طور معمول، بازرسی خطوط توزیع و انتقال برق بدلیل قرارگیری در ارتفاعات و محل های صعب العبور همانند کوهستان ها ، بیابان ها و مناطق خارج شهری، دارای ساز و کاری زمان بر و هزینه بردار می باشد. پهپاد های عمود پرواز به راحتی می توانند اینگونه مکان ها را با فواصل مختلف نسبت به سایر روش ها با هزینه کمتر و سریع تر، بازرسی نمایند.
ما مفتخریم اعلام کنیم که فعالیت های ما تنها محدود به کلاس های علمی و آموزشی نمی باشد .
بلکه ما در فونیکس فرصتی را پدید آورده ایم که به کمک آن می توانید در وقت و هزینه خود صرفه جویی کنید و بازدهی را به طور چشمگیر افزایش دهید. زیرا در جامعه امروزی که نیاز ها تغییر کرده اند.
راه حل های قدیمی جوابگوی مشکلات جدید ما نیستند و ما قادر خواهیم بود. با دانش و تخصص خود بهترین راه حل را برای شما به ارمغان آوریم با ارائه ی فعالیتهای صنعتی شرکت فونیکس ساخت و تولید انواع پهپاد و هواپیمای بدون سرنشین خدمات پس از فروش تعمیرات ، آموزش پرسنل و … در خدمت شماست.
همچنین با طراحی دلخواه شما در زمینه های صنعتی و تفریحی به صورت اختصاصی
(طراحی انواع هواپیما ،بالن و …)شما را همراهی می نمائیم.
محصولات کشاورزی و رونق آن یکی از مهمترین رویکردهای هر کشاورز و هر کشور می باشد.
نیاز به یک محصول مطلوب خواسته هر فردی در جامعه است.
در حوزه کشاورزی از گذشته تا کنون پیشرفتهای بسزایی در آلات کشاورزی و کیفیت مطلوب محصولات را مشاهده نموده ایم از جمله مکانیزه شدن ادوات و فاصله گرفتن از کشاورزی سنتی باعث افزایش محصولات و کیفیت آن شده است.
دنیای کشاورزی به دنیای بزرگتری از صنعت مواد غذایی پا گذاشته است و همچنین با توجه به افزایش جمعیت و برآورده کردن تقاضای مواد خوراکی روی آوردن ما به تکنولوژی برای کمک به این صنعت هیچ جای تعجبی باقی نمی گذارد.
کشور ایران در تولید یک سوم از تعداد محصولات اصلی دنیا دارای رتبه های اول تا دهم جهان بوده که سهم محصولات باغی،پانزده و به محصولات زراعی ،هفت محصول می باشد.
ایران با داشتن ۱۵ محصول باقی مهم دارای مقام جهانی از نظر تنوع تولید محصولات باغی بعد از کشورهای چین، آمریکا رتبه یک سوم دنیا را از آن خود کرده است.
با این حال بخش کشاورزی کشورمان از عدم مکانیزاسیون و استفاده از ادوات کشاورزی و آبیاری نوین رنج می برند.
مناطق شمالی ایران از مهمترین بخش های کشور در صنعت کشاورزی هستند نقش بسیاری در تولید محصولات مختلف دارند و نیاز به مکانیزاسیون زمینهای کشاورزی در آن مشهود است.
استفاده از روشهای نوین مانند پهپادها برای افزایش بهره وری مزارع کشاورزی نظیر این مناطق اجتناب ناپذیر است.
با صنعتی شدن و گسترش فعالیت های کشاورزی ، استفاده از فناوریهای نوین به بخش جدانشدنی کشاورزی تبدیل شده است که نکته مهم گسترش بکارگیری پهپاد ها در این عرصه است.
روزهای ابتدایی بکارگیری پهپادها در کشاورزی پایین
چالش های اولیه پهپادها در امور مربوط به کشاورزی را می توان در دو چیز خلاصه کرد: هزینه و قابلیت استفاده. برای شروع، ۵ سال پیش یک پهپاد دارای بال های ثابت با یک دوربین با کیفیت بالا که قادر به پرواز در فواصل متوسط بوده، چیزی در حدود ۱۰ تا ۳۰ هزار دلار قیمت داشته است. سخت افزار کامپیوتری و نرم افزار به هم دوختن تصاویر مورد نیاز برای پردازش نقشه های پهپادی، چندین هزار دلار دیگر هزینه داشته است. برای همه جز تعداد انگشت شماری از شرکت های بزرگ فعال در زمینه کشاورزی و همکارانشان، این برچسب قیمت به سختی قابل هضم بوده است، خصوصاً برای یک فناوری که برای اثبات ارزش هایش به یک کشاورز معمولی کار چندانی نکرده است.
ولی، جدای از بازدارندگی آشکار قیمت، چرا فناوری پهپاد در سال ۲۰۱۳ هنوز ارزش خود را به صنعت کشاورزی ثابت نکرده بوده است؟ اولاً، راه حل های نقشه برداری کاربر پسندی چون DroneDeploy هنوز در بازار نبودند و بنابراین، یک کشاورز باید از دانش فناوری بسیار بالایی تنها برای به هم دوختن نقشه های زمین خود، برخوردار می بود. تمام اینها به جای ابر باید در محل انجام می شده است، که نیازمند یک رایانه شخصی دسکتاپ قوی بوده است، و این بیشتر از دو روز تنها برای پردازش یک نقشه زمان می برده است. وقتی مساله بیماری ای است که در حال تخریب محصولات زراعی شماست، دو روز نیز ممکن است یک عمر باشد.
نتایج برای اندک افراد پیگیری که به ایجاد نقشه های پهپادی از زمین هایشان اصرار داشتند، به اندازه ای که در ابتدا امید داشتند مفید نبود، تولید کنندگان قول های بزرگی داده بودند. اگر منصفانه به موضوع نگاه کنیم، این ناشی از عدم تلاش در بخش تجاری صنعت پهپاد نبود. بلکه در مورد تمامی مقاصد و اهداف، فناوری در مراحل اولیه بود و روزهای کودکیش را سپری می کرد.
۵ سال پیش، سنجنده های با قدرت تفکیک بالا مانند Tetracam در دسترس بودند و قادر به اخذ داده های با کیفیت بودند. اما صنعت در آغاز مسیر دریافتن این بود که باید با این همه داده چه کرد. بطور مختصر، صنعت UAV نیاز داشت تا دریابد که چطور یک نقشه ۱۶۰ جریبی از یک مزرعه ذرت تهیه کرده و آن را برای کشاورزی که در کنار این زمین ایستاده و در مورد محصول آتی نگران است، مفید جلوه دهد.
محاسبات مبتنی بر ابر و تجزیه و تحلیل های پیشرفته، ارزش واقعی این دستگاه ها را به تولید کنندگان و متخصصان کشاورزی عرضه می دارد
در طول چندین سال گذشته، پیشرفت فناوری، قیمت سخت افزار پهپاد را برای کشاورزان حرفه ای متوسط، بسیار قابل دسترسی تر کرده است. پهپادهای هلیکوپتری (دارای پره های چرخان) راحت تر تولید می شوند، موتورها کاراتر هستند و عمر باتری افزایش یافته است. با رهبری DJI، با کاسته شدن از موانع ورودی و دلپذیرتر شدن ریسک سرمایه گذاری روی پهپاد، یک کشاورز قادر به خرید یک پهپاد نقشه برداری با قیمتی بین هزار تا سه هزار دلار خواهد بود.
به محض اینکه یک کشاورز تردید را رها کرده و یک پهپاد بخرد، پروسه نقشه برداری بسیار کاربرپسندتر از چیزی خواهد بود که در گذشته بوده است. اولاً سرعت اینترنت خانگی بطور قابل توجهی افزایش یافته است و انتقال بسیاری از محاسبات جهانی به ابر را ممکن می سازد. نقشه برداری با پهپاد نیز از این قاعده مستثنی نیست. حالا، به جای جمع آوری داده، رجوع به کامپیوتر دسکتاپ و ورود به پروسه طاقت فرسای به هم دوختن یک نقشه بصورت محلی، یک کشاورز می تواند تبلت و یا تلفن همراه هوشمندش را بردارد، تنها با یک باتری ۱۶۰ جریب پرواز کند و تصاویر حاصل را به محض فرود پهپاد، برای پردازش در ابر بارگذاری نماید. شرکت های تولید کننده نرم افزارهای نقشه برداری مانند DroneDeploy بقیه کار را به عهده می گیرند و کشاورز برای تحقق این مسایل نیاز به داشتن هیچ دانش فنی ای در رابطه با فتوگرامتری ندارد.
به عنوان یک صنعت، ما ایده های بهتری برای برای کار با داده های پهپادی نیز داریم. اگرچه هنوز چیزهای بسیاری برای آموختن داریم، شرکت هایی نظیر Agremo، Aglytixو Skymatics راه حل هایی را توسعه داده اند که گیاهان را می شمارند، تعداد باقیمانده را بررسی کرده و میزان خسارت به محصول را محاسبه می کنند. بازیگران اصلی مانند John Deere، Case IH-New Holland (CNH) و Climate Precision ارزشی که این سطح از تحلیل ها به دنیای کشاورزی معرفی نموده را دریافته، و آمادگی خود را برای شروع رقابت در زمینه ایجاد راه حل های زمینی برای فروشگاه DroneDeploy App اعلام نموده اند.
در بخش ما، کاربران DroneDeploy به رکورد تهیه ۱۰ میلیون جریب نقشه با استفاده از نرم افزار ما دست یافته اند. پایگاه عظیم کاربران ما در زمینه کشاورزی همواره ما را برای بهبود و پالایش نرم افزار و تحلیل هایمان به چالش می کشند. برخی از جدیدترین پیشرفت های ما در زمینه کشاورزی عبارتند از:
بهبود فرآیند دوخت تصاویر به هم که ۹۰ درصد حفره های نقشه های محصولات مربوط به اواخر فصل را حذف می کند.
سازگاری با Sentera و SLANTRANGE، سنجنده های مادون قرمز نزدیک و چندطیفی طراحی شده خاص کشاورزی.
نقشه های آنی تهیه کرده و داده های پهپادی را برای اقدام سریع در مقابل تهدیدات محصول، حتی پیش از آنکه پهپاد فرود آید، بکار می گیرد.
به عنوان یک صنعت، ما راه درازی را در طول ۵ سال گذشته پیموده ایم. ولی هیچ کس انکار کننده این نیست که همچنان چیزهای بسیاری وجود دارد که باید در مورد پهپادها و امکاناتی که آنها به دنیای کشاورزی عرضه می کنند، یاد بگیریم.
آلمان که از کشورهای پیشتاز در زمینه به کار گیری از این فناوری در زمینه کشاورزی است.
برای مثال برای کنترل مزارع پهپادهایی با دوربین های دیجیتال که حتی با موبایل نیز کنترل میشوند فرستاده میشوند.
رئیس جامعه کشاورزان آلمان در این زمینه میگوید من الان نمی توانم طرح کلی زمینم را از روی موبایلم ببینم فقط کافیست به صورت تقریبی آن را کشیده و بعد خود برنامه موبایل قادر است با در نظر گرفتن کوتاهترین مسیر بهترین مسیر را برای پرواز پهپاد محاسبه کند.
یکی از مزیت های استفاده از پهپاد در این صنعت این است که از منظره فیلم های هوایی می توانند مواردی را مشاهده کنند که از زاویه دید زمینی مخفی است. مواردی از قبیل وجود موش ها شپش ها و آفات را میتونا تشخیص داد
و همینطور می توانیم میزان رطوبت زمینمان را تشخیص دهیم و این اطلاعات میتواند در نحوه آبدهی و زهکشی مفید باشد. این تصاویر توسط پهپادها گرفته میشود که شرایط محیطی و میزان آسیب دیدگی محصولات را در اثر آفات یا باد و باران نشان می دهد بنابراین پهپادها ابزاری ارزشمند در این صنعت به حساب می آیند.
صنعت کشاورزی:
استفاده تجاری از هواپیماهای بدون سرنشین به نام پهپاد ها بیشتر شناخته شده هستند. امروزه کاربرد آنها در بخش های مختلف صنعتی به سرعت در حال گسترش است بخش کشاورزی یکی از پرکاربرد ترین بخش ها برای پهپادها است.
استفاده از پهپادها در کشاورزی این تنها در افزایش سرعت تولید محصولات کشاورزی موثر است در که باعث انگیزه بیشتر در کشاورزان و به دنبال آن بهره وری بیشتری خواهد شد.
طراحی و پیاده سازی اطلاعات جغرافیایی
یکی از موثرترین راه های حفاظت نظم دهی در دسترسی آسان و فشرده سازی اطلاعات به کارگیری نرم افزارهای سامانه اطلاعات جغرافیایی است عمود پرواز ها با برخورداری از مانور ارتفاعی دید از بالا و بهرهمندی از دوربین ها و حسگرهای پرقدرت ، قادرند با ارائه تصاویر با کیفیت، اطلاعات مناسب برای نرم افزارهای GIS جهت متمایز سازی جزئیاتی همچون نقشه کانال ها ، زهکشها، نقشه شماتیک مزارع ، نوع محصولات کشت شده نقش طبقه بندی اراضی و غیره را فراهم کنند.
سنجش از راه دور برای مطالعه پوشش گیاهی و مطالعات آبیاری
شاخص نرمال تفاوت پوشش گیاهی شاخص گرافیکی ساده ای است که در تحلیل ها و اندازه گیری های سنجش از دور ارزیابی موجود یا عدم وجود پوشش گیاهی یک منطقه کاربرد دارد.
مطالعه رفتار زمانی پوشش گیاهی طبقه بندی پوشش گیاهی در سطح جهان پایش محصولات کشاورزی و مطالعات خشکسالی حفاظت محیط زیست بررسی تعادل میزان انرژی و آب در سطح جهان از جمله کاربردهای این شاخص به شمار می رود.
اسکن مداوم منطقه تحت پوشش همراه با تنظیم میزان سموم با توجه به فاصله سنجی همزمان موجب افزایش بهره وری و کاهش و سموم برجامانده در اکوسیستم یا نفوذ کننده لایه های آب های زیرزمینی خواهد شد.
با اجرای سمپاشی با سامانه های هوایی این مرحله با سرعتی پنج برابر بیشتر از روشهای سنتی مکانیزه قابل انجام است.
تخریب بافت های گیاهی نه با عاملیت مستقیم انسانی بلکه با اثرگذاری عوامل صنعتی در مقیاس وسیع رخ می دهد.
بنابراین مقابله سنتی با این سطح از تخریب اساس آن فاقد کارآمد می باشد و بهره گیری از درخت کاری به روش صنعتی برای خنثی کردن این روند روش قابل تاملی است پهپادها قادر من فراتر از پایش هوایی اثر گذاری فیزیکی هم داشته باشند که این سامانه میتواند مواد مغذی مورد نیاز را به طریقی نسبتا مکانیزه شده به خاک برساند
یکی از بزرگترین موانع در کنترل مزارع وسعت زیاد آن ها و کارآمد اندک روش های پایش فعلی است افزایش ناپایداری های جوی منجر به خطر زیاد و افزایش هزینه میشود امروز با معرفی و توسعه فناوری پهپادها هزینه ها کاهش یافته و پاسخ به نیاز ها دقیق تر شده است.
توان تفکیک مکانی بسیار بالای پهپادهای کشاورزی و بزرگترین تمایز آنها نسبت به تصاویر ماهواره سنجش از دور می باشد که این ویژگی امکان شناسایی گیاهان غیر سالم را فراهم می کند.
این توانایی تفکیک مکانی بسیار بالا امکان شمارش تعداد درختان را ایجاد میکند
به عنوان مثال کاربرد این فناوری در مزرعه کاشت کاج های کریسمس مشاهده می شود
با توجه به این که پهپادهای کشاورزی قابلیت نصب دوربین های مادون قرمز را دارند این امکان را ایجاد میکنند تا بتوان پوششهای گیاهی را از لحاظ میزان کلروفیل ، شاخص سطح برگ و… بررسی کرد.
پهپادها برخلاف ماهوارهها را بسیاری از هواپیماهای سرنشیندار میتوانند در هوای ابری میز مزارع و باغ ها را تحت پوشش قرار دهند پهپاد ها انواع مختلفی دارند که هر دو ای پهپادهای بال ثابت و مولتی روتور ها در کشاورزی کاربرد دارند البته هر کدام از این دو نوع پهپاد دارای مزایا و محدودیت های خاص خود هستند.
پهپاد بال ثابت دارای طراحی ساده تر است و همین ویژگی باعث می شود تا نیاز به تعمیر و نگهداری کمتری داشته باشد.
و همچنین دارای آیرودینامیکی بهتر نسبت به مولتی روتور ها هستند بنابراین می توانند سریع تر و طولانی تر پرواز کنند علاوه بر آن می توانند بارهای سنگین تر را با استفاده از قدرت کمتر حمل کنند.
برخاست و فرود این نوع پهپاد ها کمی پیچیده بوده اما به طور کلی برای مزارع و باغهای کوچک استفاده از مولتی روتور ها و برای مزارع و باغهای بزرگ استفاده از پهپادهای بال ثابت توصیه می شود
این نوع پهپاد کاربر پسند ترین ابزار فتوگرامتری موجود در بازار است این پهپاد ساخته شده از مواد کامپوزیت با دوام با سرعت بالا و نفوذ عالی در باد به سادگی با دست پرتاب شده و فرودی بسیاری ایمن روی بدنه دارد و میتواند برای نقشهبرداری استخراج معادن ، امور دقیق مرتبط با کشاورزی مورد استفاده قرار بگیرد.
این نوع پهپاد دارای طراحی محکم و قابل اعتماد، واحد کنترل و چهار دوربین اختیاری است که میتوانند قابلیت سنجشی قابل ملاحظهای را فراهم آورند.
این نوع پهپاد یک پهپاد حرفه ای است و به طور خاص برای پاسخ به نیازهای مطرح شده در ارتباط با وظایف نقشه برداری امور دقیق مرتبط با کشاورزی و بازرسی صنعتی طراحی شده است این پهپاد به صورت مستقل تصاویر با کیفیت بالا و زمین مبنا را تهیه می نماید که میتوانند در فرآیند پردازش به ابرنقاط و مدل های سه بعدی با دقت بالا تبدیل شوند
پهپاد نقشه برداری ققنوس یک پهپاد حرفه ای برای فتوگرامتری و کاربرد های سنجش از دور در مناطق وسیع است. پکیج پهپاد فونیکس شامل ایستگاه زمینی نرم افزار مدیریت پروازو پهپاد بدون دم فونیکس ،انواع آپشن های سنسور و جعبه مخصوص حمل و نقل می باشد. پهپاد فونیکسhttp://phoenix-air.ir/ با مداومت پروازی 1 ساعت میتواند در مناطق دور از دسترس و تا ارتفاع 900 متر از زمین و در شرایط باد 40 کیلومتردر ساعت تصویر برداری کند.
این پهپاد یک نوع پهپاد و کشاورزی پیشرفته است که میتواند صد ها جریب را در فقط یک پرواز تا ۱۰ برابر بیشتر از پهپادهای عمود پرواز پوشش دهد که این ویژگی کارایی پایش و مدیریت محصول را بسیار افزایش می دهد.
این نوع پرنده از محصولات پروازی مولتی روتور ها محسوب میشوند که به صورت عمودپرواز از سطح زمین بلند می شوند.
طراحی و ساختمان بدنه کاملا مشخص است .دارای 6 موتور با زاویه 60 درجه و فاصله استاندارد نسبت در طراحی مدل پروازی نهایی تعبیه شده است به همین سبب دستگاه به راحتی پرواز میکند. قادر به حمل دوربین های DSLR است.
برای مصارف تخصصی همچون صنعتی و تجاری (ساخت مستند،ساخت تیزر ،پایش زمین های زراعی و … ) استفاده می شود.
امروزه از پهپادها استفاده زیادی می شود.تصویربرداری گرفت تا عملیاتهای نظامی و نجات اما اینکه بتوان از پهپاد در کشاورزی هم استفاده کرد که بسیار جالب به نظر میرسد استفاده از روشهای نوین همچون پهپادها برای افزایش بهرهوری مزارع امری اجتناب ناپذیر است.
تصاویر تهیه شده توسط پهپادها اطلاعات مفید از زمین کشاورزان را به دست میآورد و کمک تصاویر بدست آمده توسط دوربین های چند طیفی پهپادها از سطح زمین های کشاورزی اطلاعات بسیار ارزشمندی از میزان و محل تجمع آفات و علفهای هرز به دست میآید که میتواند مبنایی جهت سمپاشی نقطه ای قرار گیرد و همین موجب مصرف بهینه سموم شیمیایی و به تبع آن افزایش سلامت محصولات غذایی می گردد.
و همین طور به کمک تصاویر به دست آمده می توان به راحتی ساخت و سازهای غیرمجاز در اراضی منابع طبیعی و نیز چرا های بی رویه در مراتع را تشخیص داد
یک کارشناس و متخصص به راحتی میتواند در زمان کمتر از یک ساعت با یک پهپاد سطح زیر کشت و میزان خسارت وارد شده به محصولات را طی یک حادثه غیرمترقبه در یک زمین کشاورزی با مساحت سطح هکتار را برآورد کند
پهپادهای عمود پرواز محلول پاش توانایی حمل ۱۵ الی ۲۰ کیلو گرم محلول را دارا هستند و به کمک نازلهای میکرونر قادرند غلظت بالاتری از محلول را در زمان کمتر از ۱۰ دقیقه در یک هکتار به صورت یکنواخت پخش کنند از مزیت های روش سمپاشی با پهپاد به نسبت روشهای سنتی میتوان به قیمت تمام شده پایین سرعت بالا عدم آسیب به گیاهان و خاک کاهش مصرف آب و مصرف بهینه سم اشاره نمود.